در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

18180
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

7
  • بله، سنّش آنقدر است، خصوصیات ظاهریشان اینطوری هست و باطنی هم اینطوری هست و كمالات اینطوری هست و ....

  • می‌گویید: عجب! این، ای دل غافل! یك همچنین، بله یك همچنین موردی است و فلان و از این حرفها و ...

  • یك وقتی پیغمبر نشسته، شما می‌روید به پیغمبر این مطلب را عرضه می‌دارید؛ می‌گویید: یا رسول اللَه! یك همچنین قضیه‌ای هست. از شما سؤال می‌كنم: اوّلین خطوری كه به خاطر مبارك پیغمبر می‌رسد چیست؟ دختر را برای خودمان برداریم؟ این است؟ پیغمبر چی فكر می‌كند؟ به محض اینكه می‌آید، احساس می‌كند یك وسیله است، یك آلتی است، یك وسیله‌ای است، میگردد توی ذهن خودش از میان افراد و جوانان مدینه و آن كسانی كه عیال ندارند و آن كسانی ...، می‌بینند بهترین موردی كه بتواند با این مورد تطبیق كند كدام است، می‌گوید: پیدا كردم، صدا كنید فلانی بیاید. می‌آید. میگوید: شما عیال نگرفتی تا حالا؟ می‌گوید: نه، یا رسول اللَه! ما عیال نگرفتم. می‌گوید: بسیار خوب، یك همچنین موردی هست، شما راضی هستید؟ می‌گوید: چرا راضی نباشیم؟ كور از خدا چه می‌خواهد؟ پیغمبر هم همانجا عقد را جاری می‌كند، دست پسر را با دختر، در دست هم میگذارد هر دو را می‌فرستد برای منزل؛ می‌گوید: یك منزل هم برایشان اجاره كنند و آنجا داشته باشند، یك اتاق و ... این چیست؟ این كاری‌ است كه پیغمبر انجام می‌دهد. ما چكار می‌كنیم؟ بگویید ببینیم ایشان كی را می‌خواهد؟ چه خصوصیاتی را می‌خواهد؟ حالا بیاید اینجا، بالاخره ما هم مشاهده كنیم، بالاخره ببینیم، مسأله چیست؟ آقا! به دو ساعت نمی‌كشد كه دختره را به صیغه خودش درمی‌آورد. حالا دختر آمده، شوهر دائم كند بیچاره، می‌بیند ا ...! به صیغه موقّت آقا رفت. این چیست قضیه؟ نفس است آقا جان! نفس است. چرا رسول خدا آن كار را كرد؟ چون رسول خدا نفس ندارد. چرا امام علیه‌السّلام این كار را انجام می‌دهد؟ چون امام علیه‌السّلام نفس ندارد. امام علیه‌السّلام خود را عبد می‌بیند. مگر عبد می‌تواند تصرّف در امور مولا بكند؟ مگر عبد می‌تواند یك، یك تومانی برای خودش بردارد؟ روی زمین پیدا كند؛ اگر برلیان پیدا كند باید برود تحویل صاحبخانه بدهد، اگر یك قِران مسی پیدا كند، آن را هم باید برود تحویل صاحبخانه بدهد. كاری نمی‌تواند بكند. چه برلیان از روی زمین بردارد، چه یك فَلْسی بردارد كه شاهی ارزش ندارد. وقتی عبد، عبد است، كاری نمی‌تواند انجام بدهد.