لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
4اینها از كجا آمده؟ این علومی كه برای بشر پیدا میشود، این علوم مظاهر اسماء كلیه الهیه است كه این مظاهر اسماء كلیه به این شكل در نفس بشر جا باز میكند. خود اصل این علم امری است مفید برای ترقّی بشر و برای رسیدن به نتیجه بهتر. یك وقت مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه در مجلسشان نشسته بودند، یكی از شاگردانشان آمد و گفت كه: آقا! اخیراً یك مادّهای آوردند آن موقع قیر و نفت و اینها نبود یك مادّهای آوردند و با اینها خیابان را یكجوری، یك كاری میكنند كه وقتی آب بریزیم، توی زمین فرو نمیرود. همین آسفالت. خاك بود دیگر، خاك بود و یك وسائلی هست كه میآید روی اینها حركت میكند، راه میرود، با غیر از چهارپا و اینها، آن موقع تازه رفته بود، وسایل و ماشین و اینها در آنجا. ایشان فرموده بودند: اینها برای سالك خوب است. یعنی چه؟ یعنی سالك برای رسیدن به كارش وقت كم دارد، فرصت كم دارد، اینها موجب میشود، این وسایل، كه سالك بتواند بهتر از وقتش استفاده كند و بیشتر به مطالب مهمتر بپردازد. به قول مرحوم آقا، میفرمودند كه: كسی كه میخواهد زیارت امام رضا برود، سابقیها با شتر و الاغ و اسب و كجاوه و اینها میرفتند، سه ماه هم در راه بودند، یك ماه در راهبودند، از تهران تا مشهد یك ماه در راه بودند، بیست روز در راه بودند و با خطراتی، چیزی، مواجه بودند. انسان این راه را، مسیر را در بین راه طی كند، این فاصله را در بین راه طی كند یا این فاصله را در مشهد در كنار امام رضا طی كند؟ كدام بهتر است؟ پس این برای سالك مفید است.
خود این علوم فی حد نفسه كه اینها ضرری ندارد. اینها عبارت است از آن حقایقی كه از اسم علیم، آن حقایق نشأت میگیرد و بر نفوس، نفوس افراد، این حقایق نازل میشود و افراد این حقایق را میگیرند و به كار میبندند. نفس این مسأله اشكالی ندارد. چرا؟ این قضیه باید با تهذیب نفس، باید توأم باشد؟ حالا ما در بحث معارف الهی صحبت میكنیم كه معارف الهی، معارفی كه مربوط به مبدأ و معاد و ارتقاء انسان به سوی كمال است، اینها باید با تهذیب نفس توأم باشد. امّا بحث را گسترش میدهیم، حتّی به سایر این معلومات، از علوم ظاهری هم مطلب را گسترش میدهیم.

