حقیقت معناى عبودیت
9یك روایت داریم وقتی كه یك شخصی نماز میخواند، توی نماز خودش تخیلات دیگری را هم میكند؛ میرود آقا! دور دنیا میچرخد، چكها و سفتهها و ...، همه را جمع میكند و به بانك میدهد، میگیرد، امضاء میكند، همه تا (وَ لَا الضَّالِّينَ)، تمام میشود. خدا میگوید: بسیار خوب، چرخ خوبی زدی، بالاخره، همه جا را گشتی، فقط سراغ ما نیامدی؟ عیب ندارد. یك درصد از این نمازت را برای ما گذاشتی، فقط این الفاظ را خواندی. ممنونت هستیم. نَوَد و نه درصد، دیگران را در این نماز شریك كردی. من شریك خوبی هستم، شریك باید خوب باشد آقا! میدانید؟ شریك باید سهل بگیرد، نسبتِ در دعوا من شریك خوبی هستم، سهم خودم را هم به بقیه آن شركاء بخشیدم. ای ملائكه من! بروید این نماز را بزنید توی سر این عبد من و بگویید كه همهاش مال خودت. اگر هم میخواهیم شریك باشیم، مثل خدا شریك باشیم. سهل بگیریم آقا! خیلی مشكل نگیریم برای خودمان. (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه)1 است دیگر. خدا میگوید: من شریك خوبی هستم، قسمت خودم را هم دادم به بقیه شركاء. خب عیب ندارد شما این دو روز دنیا را بتازان، برو! ما هم كاری به كارت نداریم، بالأخره این میدان تمام میشود، این اسب راهوار هم از دویدن میایستد، آنوقت بعد فردا معلوم میشود، میآییم پیش هم، (يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ)2 آنوقتی كه فردا دیدیم، وقتی فردا دیدیم كه چه مسائلی از ما از بین رفته و ما در دنیا گول چه چیزهایی را خوردیم و چه نعماتی را از دست دادیم، آنوقت، آن موقع است كه خدا به ما میخندد. میگوید: توی این دنیا ما كاری نكردیم، به شما مهلت دادیم، صبر كردیم، صبرمان هم خیلی زیاد است، صبر كردیم. چقدر افراد بودند كه آمدند، جولان دادند، آمدند بالا، پایین: ما اینیم، ما آنیم، ما این چه میكنیم، ما فلان میكنیم، اینجا باید اینطور بشود، آنجا باید آنطور بشود و جالب اینجاست، كه قضیه اینجاست، وقتی خدا بخواهد سر یكی را كلاه بگذارد، یك كاری میكند كه او را از توجّه به مسائل خودش باز میدارد. اینجا را دیگر نمیشود كاری كرد.
- سوره آل عمران (٣)، صدر آيه ٥٤
- سوره التغابن (٦٤)، صدر آيه ٩

