حقیقت معناى عبودیت
8حقیقت عبودیت چیست؟ حقیقت عبودیت عبارت از این است كه انسان در وجود خود و در كارهای خود و در گفتار خود، خود را صاحب اختیار و مستقل در تأثیر و در تصمیم و در انجام كار نبیند. این معنای حقیقت عبودیت است. عبد در وجود خود از نظر شرعی و از نظر عقلی و از نظر عرفی، خود را در اختیار مالك و مولای خودش میبیند. بیاجازه مولا مغازه را نمیتواند ترك كند. بیاجازه مولا نمیتواند خودش به سر كاری برود. بدون اجازه مولا صحبتی نباید بكند. بیاجازه مولا معاملهای نباید انجام بدهد. دائماً خود را درگیر یك ارتباط و درگیر یك عُلقه قاهر بر خودش احساس میكند: اگر این كار را انجام بدهم مورد بازخواست قرار میگیرم؛ اگر این كار را بكنم مولا مرا تنبیه میكند؛ اگر این حرف را بزنم، اگر این عمل را انجام بدهم، اگر این معامله را انجام بدهم، اگر اینجا بروم، اگر، اگر، اگر ...، این اگرها دائماً او را در یك وضعیتی قرار میدهد كه حتّیالامكان، به فعل خودش و به گفتار خودش و به كار خودش اطمینان پیدا كند كه مخالف با نظر مولا انجام نداده؛ این میشود عبد. امام علیهالسّلام میخواهند بفرماید: راه برای رسیدن به این علم این است كه در مرتبه اوّل تو عبد باشی. چرا؟ چرا عبد باشی؟ اگر نظر شریف آقایان باشد در بعضی از جلسات گذشته عرض كردم نور عبارت است از حق. (ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ)1 «خداوند حقّ است و هر چه كه غیر از اوست باطل است» و در آیه دیگر هم میفرماید: (اللَه نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) «خدا نور و حقیقت پیدایش تكوین عالم ملك و ملكوت است، عالم غیب و شهادت است، عالم باطن و ظاهر است.» در جای دیگر میفرماید: (هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ). پس بنابراین نور عبارت است از حقّ است و حقّ آن چیزی است كه مایز بین باطل و بین حقّ است. پس بنابراین بین نور و بین كثرت، بین حقّ و بین باطل، بین پروردگار و بین استقلالیت انسان، همیشه نزاع و همیشه تخاصم و همیشه جنگ برقرار است. همیشه همین طور است. خدا میگوید: یا من باید این وسط باشم یا شما باید باشید؛ یك كدام از ما دو تا. اگر من حقّم و حرف من حقّ است و كلام من حقّ است پس شما دیگر صحبتنكنید. اگر شما حقّید ما میرویم كنار و بعد فردا معلوم میشود، فردا معلوم میشود كی حق است. فعلًا ما میرویم كنار. هر كاری میخواهید بكنید، بكنید.
- سوره الحج (٢٢)، صدر آيه ٦٢

