در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معناى عبودیت‏

16902
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت معناى عبودیت‏

7
  • یك روز در خدمت مرحوم آقا یكی از ارحام بود، بسیار هم نزدیك بود، از مكّه مراجعت كرده بود ما به اتّفاق ایشان رفتیم برای دیدن او. بعد آن شخص گفت كه: آقا من در این سفر كه برگشتم، اذان مدینه را با خودم آوردم، بیائید گوش بدهید آقا! خیلی قشنگ است یا مكّه بود ظاهراً مدینه بود خیلی این قشنگ است. مرحوم آقا هیچ حرف نزدند، آن هم سكوت ایشان را لابد دالّ بر رضا گرفت و رفت یك ضبطی را آورد و اذان مدینه را گذاشت. وقتی تمام شد، آقا فرمودند: آقا! این روح ندارد، كجایش این قشنگ است؟ كجایش؟ اینكه اصلًا روح نداشت. بعد گفتند: شما همین اذانهایی كه در همین جا می‌گویند، نشنیده‌اید؟ گفت: بله‌شنیدیم. گفتند كه: مقایسه كنید بین این دو، ببینید این را شیعه گفته، روح دارد، آن سنّی می‌گوید، اما روح ندارد، نور ندارد، فقط انگار یك نواریست كه از دهان یك شخص بیرون می‌آید، نوار است، صداست و این را كی می‌فهمد؟ حالا بعضی‌ها می‌فهمند آنها هم به جای خود. افراد عادی می‌گویند: آقا! این قشنگتر از این است، این زیباتر از این است، این جالبتر از این است. این بخاطر آن سرّ مسأله و حقیقت قضیه است كه آن حقیقت قضیه عبارت است از آن جان گوینده كه چگونه با روح و با نور مسأله ولایت روشن می‌شود لذا ما همانطوری كه عرض كردم می‌بینیم بسیاری از بزگان و علما و دانشمندان چون دست آنها از ادراك مسائل غیبی كوتاه است و در مسائل و در جریانات برای تشخیص طریق، حتماً باید اطّلاع بر آن مواضع، انسان داشته باشد و الّا دچار خطا می‌شود، حالا می‌بینیم اینها اشتباه می‌كنند. هم خود اشتباه می‌كنند و هم چه بسا ممكن است یك جامعه‌ای را به راه ناصواب ببرند. اینجا مسأله خیلی مهم است و مسئولیت خیلی می‌رود بالا.

  • حالا امام صادق علیه‌السّلام می‌خواهند بفرمایند: حالا چكار بكنید؟ حالا كه متوجّه شدید علم چیست و راه ضلالت و هدایت چیست، چگونه به دست بیاوریم؟ چه كنیم كه این نور به دست بیاید؟ چه كنیم كه این علم بدست بیاید؟ در دكّان هر عطّاری كه نیست. سبزی نیستش كه شما بروید از هر جا بگویید كه: آقا! یك كیلو بده. قضیه اینطور نیست، حضرت در اینجا فرمول كار را بدست می‌دهند و راه رسیدن به این علم را حضرت در اینجا برای ما بیان می‌كنند. اوّلین مرتبه این است كه: فَاطْلُبْ أوّلًا فى نَفسِكَ حَقيقةَ العُبوديَّةِ. «اگر می‌خواهی به این علم برسی، در نفست اولًا باید به مسأله عبودیت و به حقیقت عبودیت باید برسی، تا نرسی فایده ندارد.» حالا هر جا می‌خواهی بروی، برو. امام صادق می‌گوید، من عرض نمی‌كنم. امام صادق می‌فرماید: برای رسیدن به این علم، برای رسیدن به این‌نوار، برای رسیدن به این محفوظات، نه، هر جا می‌خواهی بروی اشكال ندارد، هیچ اشكال ندارد. الآن یك كتابخانه بسیار بزرگ را توی یك دانه نوار جا می‌دهند، یك نوار اینقدری. یك كتابخانه‌ای كه چهار هزار كتاب دارد، جا می‌دهند دیگر، توی یك نوار اینقدری جا می‌دهند. هر جا می‌خواهی بروی، برای محفوظات اشكال ندارد. كم و زیاد دارد، ماهر و ماهرتر داریم، خبیر و اخبَر داریم. ولی این علم هر جایی پیدا نمی‌شود. این علم، علمی است كه پیش ابوحنیفه و شافعی پیدا نمی‌شود. این علم، علمی است كه پیش هر شخصِ متلبّس به این لباس پیدا نمی‌شود. این علم، علمی است كه پیش هر مدّعی ادّعای هدایت پیدا نمی‌شود. این علم .... چون مشخّص است دیگر. علم یعنی نور، علم یعنی روشنایی، علم یعنی هدایت. نوار وقتی صدای مرا ضبط می‌كند، نورش بیشتر نمی‌شود، رنگش همان است. رنگ نوار همان است؛ فرض كنید قهوه‌ای است، قرمز است، زرد است هر چی، رنگش همان است. روشن نمی‌شود، نور نمی‌دهد، هیچ اضافه .... این هم همین طور است. وقتی انسان یك محفوظاتی پیدا بكند، دلش نور نمی‌دهد، روشنایی پیدا نمی‌كند. باید در وهله اوّل حقیقت عبودیت را در نفس خودت متحقّق كنی.