حقیقت معناى عبودیت
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرَّحمنِ الرَّحيم
وَ صَلَّى اللَه عَلى سَيَّدنا وَ حَبيبِنا، أبىالقاسِمِ المُصطَفى مُحمَّد
وَ عَلى آلِه الأطْيَبينَ الأطهَرين الهُداةِ المَعصومين
لاسِيَّما بقيَّةِ اللَه فى الأرَضين، أرواحُنا لِتُراب مقدَمِهِ الفداء
وَاللَعنة عَلى أعدائهم وَ مُخالِفيهم و مُنكِرى حُقوقِهِم وَ فَضائِلِهِم وَ مَناقِبِهم
إلَى يوم الدّين
فقال: يا أبا عَبداللَه! لَيسَ العِلمُ بِالتَّعلُّمِ، إنَّما هُوَ نورٌ يقَعُ فى قَلبِ مَن يريدُ اللَه تَباركَ و تَعالى أنْ يهْديَهُ. فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطْلُبْ أوّلًا فى نَفسِكَ حَقيقةَ العُبوديَّةِ
مطلب تا حدودی راجع به فقره اولی از حدیث شریف عنوان بصری و توصیه امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری راجع به كیفیت علم و حقیقت علم و اینكه علم عبارت است از انكشافی كه به واسطه آن انكشاف، انسان طریق غوایت را از طریق سعادت باز میشناسد و در مسیر خود دچار تردید و دچار انحراف نمیشود، آن را علم میگویند. این عبارت است از نوری كه خداوند در قلب مؤمنی كه بخواهد او را هدایت كند، قرار میدهد و به واسطه این نور دیگر كسی نمیتواند او را گول بزند و دیگر آراء مختلف در او تأثیر سوئی نمیتوانند بوجود بیاورند. تمام دنیا در یك طرف قرار بگیرند، آن سفت و محكم بر عقائد و بر مبانی خودش میایستد و هر چه جمعیت مقابل بیشتر بشود بر مبانی خودش راسختر میماند؛ این علم است و عرض شد كه علم به درس خواندن نیست به محفوظات نیست؛ چهبسا افرادی كه اینها، دارای مراتب عالیه بودند، از درس و تحصیل و به انحرافاتی افتادند و دچار غوایت و ضلالت شدند. چرا؟ چون آن علم و آن نور و آن حقیقت برای اینها ناشناخته بود و بسیاری از آنها گرچه مُغرِض نبودند و گرچه در نیت خود برای اصلاح امور مسلمین و برای اصلاح جامعه و افرادِ در حول و حوش خود قیام كردند، ولی چون از آن علم بیبهره بودند، به این مشكل گرفتار شدند و مسائل برای آنها مخفی ماند و نتوانستند آنطور كه باید و شاید به آن مطلوب راه پیدا بكنند. اینها بخاطر این است كه آن علم وجود ندارد.

