حقیقت معناى عبودیت
5این مسأله مورد نظر امام صادق علیهالسّلام است، این قضیه است. از این طرف رفتن، به آن طرف رفتن، اینجا را سرك كشیدن، آنجا را سرك كشیدن، درد انسان را دوا نمیكند و انسان را به جایی نمیرساند. قبلًا خدمت برادران عرض كردم كه مرحوم قاضی فرمود به آنها: آیا شما به آن مقدار كه تا به حال میدانید عمل كردید كه از من توقّع مجهولاتتان را داشته باشید. این بسیار نكته، نكته مهمّی است. اگر ما به همین نكته بخواهیم برسیم، متوجّه میشویم كه خیلی از قافله عقبیم، خیلی مسأله تفاوت دارد با آنچه كه ما در ذهن میپرورانیم.
إنَّما هُوَ نورٌ يقَعُ فى قَلبِ مَن يريدُ اللَه تَباركَ و تَعالى أنْ يهْديَهُ فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطْلُبْ أوّلًا.
امام علیهالسّلام در فقره اوّل، اول علم را برای او بیان كرد كه اصلًا علم چیست. تا به حال تو در پندار بودی، تا به حال تو در تخیلات بودی، علم را جمعآوری مطالب میدانستی، علم را عبارت از نوار ضبط میدانستی. این نوار ضبط، الآن این چند تا ضبط، هفت، هشت تا دارد اینجا ضبط میكند. این مطالبی كه من میگویم در این نوارها ضبط میشود، آیا بر شرافت ضبط و بر ارزش این دستگاه بعد از صحبت من، چیزی اضافه میشود؟ نه! دستگاهیست، نواری میچرخد و با آن امواج الكترونیكی آن صوت تبدیل به انرژی الكترونیكی میشود و در اینجا ثبت میشود. این ارزشی را اضافه نمیكند. سینه انسان مثل نوار نیست كه هِی انسان از توی این كتاب بردارد در درون خود، هِی بردارد حفظ كند. حالا حفظ كرد كه چی؟ كه چی یعنی؟ هِی انسان بردارد این كتاب را بخواند، هِی آن كتاب را بخواند. یك وقتی كتاب را میخواند برای اینكه مطلبی از او بدست بیاورد و به او عمل كند و راه ببرد، این خوب است. اما نه، فرض بكنید كه هِی این كتاب را بخواند، آن كتاب را بخواند تا اینكه ظرفیت او بالا برود، حالا در فقرات آینده عرض میكنیم كه امام علیهالسّلام چگونه مطلب را به او، به این شخص، به عنوان بصری میفرمایند. مرحوم آقا میفرمودند: بعضی از افراد به جلسات ما میآیند تا فقط صرفاً از ما مطلب یاد بگیرند، همین! و بعد بروند و از ناحیه خود این مطلب را منتشر كنند و به خود منصوب كنند. اینان دزدان طریقند كه برای اینكه ببینند در این طرف و آن طرف قضیه چه خبر است، میآیند و مطالب را یاد میگیرند و بعد میروند و به خودشان منصوب میكنند. این شخص ابا ندارد از اینكه مطلب به او منصوب باشد یا به غیر از او، نه ابا نیست، صحبت راجع به این مسكین است كه چطور او حالا كه یك همچنین موقعیت استثنایی پیش آمده، حالا كه یك همچنین وضعیت استثنایی پیش آمده و یك همچنین بزرگیمفت و رایگان در خدمت او قرار گرفته، به جای اینكه بیاید خودش را درست كند، مطلب یاد میگیرد كه برود به دیگران منتقل بكند و جایی باز كند. این خیلی خسران است، بعد هم مشخّص میشود كه قضیه به كجا میرسد. علی ای حال افرادی كه آنجا بودند میآمدند نزد مرحوم آقای حدّاد، مرحوم آقای حدّاد میفرمودند: با آمد و شد و آمد و رفتن، مطلب درست نمیشود آقا!.

