لزوم سیر ترتیبى مراتب علم پروردگار
7تمثّل احاطه علمی جبرئیل برای رسول خدا در هنگام نزول سوره علق
وقتیكه آیه (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ)1 بر پیغمبر اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم وحی شد، حضرت میخواستند بدانند چه كسی این معنی را بر قلب و نفس ایشان نازل كرده است؛ در این هنگام جبرائیل را میبینند كه بالهای2 خود را گشوده و یك بال او شرق و بال دیگر غرب عوالم پروردگار را فراگرفته است.3 و4 در اینجا تنها عالم ماده مراد نیست، كه در قبال سایر عوالم مانند تار عنكبوتی میماند؛ بلكه جبرئیل بر تمام عوالم عِلوی از جمله عقول، نفوس مجرّده، ملائكه و جنّ و انس احاطه عِلّی و علمی دارد و با این اشراف خود آنها را از رزق و علم اشراب میكند. لذا حضرت میفرمایند:
ديدم كه جبرئيل نهتنها براى من وحى آورده است، بلكه تمام عوالم ربوبى پروردگار تحت احاطه و اشراف علمى او قرار دارد.
اشراف جبرئیل بر تمام مراتب وحی انبیاء
یعنی همانطور كه هیچ نقطهای از دست انسان برای او مجهول نیست، تمام مراتب نیز تحت اشراف جبرائیل میباشد و اوست كه بر پیغمبر اكرم، حضرت ابراهیم و سایر انبیاء تمام مراتب علم و وحی را افاضه مینماید.
نقصان جبرئیل نسبت به رسول خدا در دو جنبه ذات و آثار آن
با وجود این مطالب، پیغمبر میفرماید: «میان من و پروردگار حالاتی است كه جبرئیل پر میسوزاند.»
اگر یك سر موی برتر پرم *** فروغ تجلّی بسوزد پرم5 یعنی پیامبر اكرم حائز مرتبهای از مقام علمی اطلاقی پروردگار است كه جبرئیل امین را تاب تحمل آن نیست؛ بهعبارتی جبرئیل در مقام محدودیت ذات بهنحوی است كه بیش از این مقدار مقام علم، رزق و حیات را نمیتواند تحمل كند.
فرمایش پیغمبر كه «من با پروردگار حالاتى دارم كه هيچ ملك مقرّب و نبى مرسلى تحمل آن را ندارد» را میتوان از دو جنبه برداشت نمود:
جنبه ذات؛ بدین معنی كه ذات و عین ثابت رسول خدا از نقطهنظر سعه وجودی و مرتبه كمالی از مرتبه ذات و تعین وجود جبرئیل بالاتر است؛ همانگونه كه انسان بهلحاظ ذات خود بر ذات حیوان، و ذات حیوان بر ذات نبات و جماد شرافت دارد. اما این جنبه مقصود كلام پیامبر نمیباشد.
- سوره علق (٩٦) آيه ١. امامشناسى، ج ١١، ص ٢٠:
« بخوان بهاسم پروردگارت، آن كه آفريده است.» - منظور از بال و پر احاطه علمى و وجودى است.
- افق وحى، ص ٥٢٧:
« جبرائيل در يك زمان خود را بهصورتى داراى ششصد بال، و در زمان ديگر بهصورتى بشرى و در شمايل« دحيه كلبى» درمىآورد، و در جايى ديگر بهصورت ملكى با شش بال و در مورد ديگر با دو بال؛ درحالىكه همه اينها درست و هيچكدام اينها نيست؛ زيرا جبرائيل وجودى مجرّد از صورت و ماده است و در هويّت ذات خود و كينونت نفس خود حقيقتى است نوريّه و علميّه كه صورت برنمىدارد و در معراج، آن هم در مراتب عاليه و بالاى آن، ديگر پيامبر او را با دو بال نمىبيند، بلكه بهصورت حقيقتى مجرّد و علمى ادراك مىكند كه همان ماهيّت و هويّت خود اوست.» - تفسير منهجالصادقين، ج ١٠، ص ١٦٧.
- بوستان سعدى، ديباچه.
- سوره علق (٩٦) آيه ١. امامشناسى، ج ١١، ص ٢٠:

