در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم حصولى و حضورى‏

19078
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت علم حصولى و حضورى‏

8
  • كار خضر، زدن و خراب كردن، یا انجام اصلاحاتی است كه در نظر دیگران بیهوده جلوه می‌كند. كار خضر از این سنخ است و لذا نمی‌تواند با موسی كنار بیاید و ممكن است بگوید: «ای موسی، تو به كتاب و شریعتی كه آورده‌ای بپرداز و ما هم كار خود را انجام می‌دهیم.» گرچه موسی كه مأمور است به نزد خضر برود، دیگر نمی‌تواند چنین بگوید. زیرا نمی‌توانند با یكدیگر كنار بیایند. ولی موسی نمی‌تواند به خضر چنین بگوید، زیرا خداوند به او فرموده است به نزد خضر برو.

  • داستان كشتن طفل، خراب نمودن كشتی و عمران دیوار، سه سمبل از تصرفات حضرت خضر

  • این سه عملكرد را خداوند به‌عنوان نمونه و سمبُل كارهای حضرت خضری كه به مقام عبودیت رسیده بود،1 بیان می‌كند، كه دو مصداق اتلاف نفوس و خراب كردن اموال، منفی است و درست كردنِ بی‌فایده یك دیوار، امری اثباتی می‌باشد. لعلّ‌اینكه فردا طلاق بدهد و در مقابل، دو نفر را به هم برساند، یكی را به چاه بیندازد و كسی را از آن نجات دهد و یا علاوه بر تعمیر دیوار به حفر قنات و درختكاری و آباد كردن باغ آنها امر نماید.

  • وحدت مبنایی عملكرد حضرت خضر با ملائكه در علم حضوری‌

  • در اینجا برای روشن شدن مبنای عمل حضرت خضر مقدّمتاً به بیان مطالبی پیرامون تقدیر و مشیت الهی در سلسله علل و اسباب می‌پردازیم.

  • مراتب نزول مشیت الهی از عالم لوح محفوظ به عالم مُلك به‌واسطه ملائكه‌

  • شكی نیست كه مبانی اعتقادی ما حكم می‌كند هرچه در این عالم اتفاق می‌افتد باید از فیلترهایی عبور كند تا بتواند در این عالم، واقعه و پدیده‌ای به‌وجود آید. مثلًا وقوع یك زلزله اول باید در عالم تقدیر و لوح محفوظ ثبت شود، سپس به لوح محو و اثبات بیاید، و در آنجا ملائكه مقرّب دست‌به‌دست به ملائكه بعدی بدهند تا اینكه ملائكه‌ (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً)2 زلزله‌ای ایجاد كنند و شهری را زیرِ زمین ببرند. زلزله و صاعقه، احیاء و اماته، به‌واسطه ملائكه مقرّبی است كه هركدام در مراتب خود مأمور اجرای مشیت الهی و نزول آن مشیت از عالم تقدیر و لوح محفوظ به عالم مُلك و شهادت هستند. بنابراین، در اینكه جریان تمام اتفاقات و پدیده‌ها در عالم به‌واسطه ملائكه‌ای است كه اموری را كم‌وزیاد و تدبیر و تنظیم می‌كنند، شكی وجود ندارد.

    1. (فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا)؛*« عبدى از بندگان ما را پيدا كردند.»
      (*) سوره كهف (١٨) آيه ٦٥.
    2. سوره نازعات (٧٩) آيه ٥.