حقیقت علم حصولى و حضورى
7علم حضوری، مبنای عملكرد حضرت خضر در حكایت قرآن
در اینجا برای وضوح بیشتر مطلب، به بیان جوانب مهمی از داستان ملاقات بسیار عجیبِ حضرت موسی و خضر و سپس به بیان علت اختلافات آنها خواهیم پرداخت.
در یك طرف، حضرت موسی پیغمبر اولوالعزم و مرد میدان با آن ید بیضا و عصا و معجزات دیگر است؛ كسیكه كتاب و شریعت بر او نازل شده و فرعون را با آن كبكبهاش در دریای نیل غرقه كرده است؛ در طرف دیگر حضرت خضر است كهكارهای غیرعادی و نامتعارفی انجام میدهد كه هركس در وهله اول آنها را خلاف شرع و حرام میداند. سوراخ كردن كشتی و بریدن سر یك كودك، ضرر رساندن و از بین بردن جان و مال مردم است؛ ولی اگر تمام مردم هم اعتراض كنند، او كار خود را میكند و كارهایی از او بهراحتی سرمیزند كه اگر نگوییم ادراكش برای ما محال است، حدّاقل بهسهولت حاصل نمیگردد.
سیره حضرت خضر در انجام امور غیرعادی
تصور نشود كه حضرت خضر فقط در مقابل حضرت موسی عملی انجام داد كه آن حضرت نتوانست تحمل كند؛ بلكه این كلام حضرت خضر كه فرمود: (إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً)1 دلالت بر استمرار استقبالی دارد و معنایش آن است كه رویه من اینطور است و ممكن است فردا طفل شیرخواری را نیز سر ببُرم، و تو هیچگاه قدرت و قابلیتِ همراه شدن با من را نخواهی داشت.
محكوم بودن افعال حضرت خضر بهحكم مراتب نازله عقل
هر عاقلی با هر مكتب و دَیدَنی بهحسب حكم ظاهرِ عقل، از بین بردن مال مردم، از نعمت حیات بیبهره كردن طفل دهسالهای كه تكلیف ندارد و تعمیر آن دیوارِدر شرف خراب شدن را مردود میداند.2 و3
و جالب آنكه خداوند این مطالب را در قرآن بهصورت سربسته بیان میكند و میفرماید: (إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً)؛ «ای موسی، تو نمیتوانی با من باشی و كارهای مرا تحمل كنی.»
- سوره كهف (١٨) آيه ٦٧. امامشناسى، ج ١١، ص ٤١:
« تو ابداً قدرت و توان شكيبايى همراهى با من را ندارى.» - البته تصور نشود كه عقل به بطلان عمل انبياء حكم كرده است؛ بلكه منظور اين است كه چون عقل ما كامل نيست، در همان محدوده فكرى خود اين عمل را محكوم مىكند، ولى اگر از آن محدوده به مرتبه بالاترى برسد، كار انبياء را تأييد مىنمايد.*
إنشاءالله درباره چگونگى تغيير محدوده و مرتبه عقل در آينده توضيحاتى خواهد آمد. - إنشاءالله درباره چگونگى تغيير محدوده و مرتبه عقل در آينده توضيحاتى خواهد آمد.
- سوره كهف (١٨) آيه ٦٧. امامشناسى، ج ١١، ص ٤١:

