انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
7امّا با وجود علم حضوری در راه خدا كسی نمیتواند انسان را بفریبد زیرا امكان ندارد نوری كه خداوند برای هدایت در قلب كسی قرار میدهد كیفیتش فرق كند و او را به سمت اشتباه ببرد. چنانكه امكان ندارد نوری كه خدا برای هدایت ما در قلب پیغمبر قرار داده است ما را به سمت جهنم سوق دهد؛ یا نوری كه در قلب امام مجتبی علیهالسّلام برای صلح با معاویه قرار داده است اشتباه باشد. عدّهای بگویند: یا مُذِلَّ المؤمنین! «ای كسیكه باعث بدبختی و ذلّت مؤمنین شدهای!»1 اگر چنین باشد این نور نیست، ظلمت است و امام حسن علیهالسّلام باعث ظلمت و ذلّت و بدبختی مؤمنین شده است.
در قلب امام حسین علیهالسّلام نور است و این نور او را به سمت مقابله با یزید و لشكریان یزید میكشاند. آیا میتوانیم تصور كنیم حركت امام حسین علیهالسّلام صحیح نبوده است؟2 اگر ما خودمان را در آن خیمه قرار دهیم مشمول این نور خواهیم شد و اگر قرار ندهیم آن نور تخطّی نمیكند و به حال خود باقی است ولی ما كه خود را خارج از خیمه آن حضرت قرار میدهیم، بدبخت میشویم.
بنابراین روشن شد آن علمی كه امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری میفرماید:
«لَيسَ العِلمُ بالتَّعلُّم» نمیتواند علم حصولی باشد؛ زیرا علم حصولی قابلاشتباه و خطاست.
با دو معیار میتوان یقین كرد كه پدیدهای كه احساس میكنیم، صحیح است یا خطا:
اول: صحت و استقامت علم حصولی با علم حضوری مهر وامضاء شود؛ یعنی علم ما را امام معصوم علیهالسّلام كه امكان ندارد در كلمات او اشتباهی رخ دهد تأیید كند.
دوم: علم حصولی ما به علم حضوری مبدّل شود، كه حتی در این صورت به امضای امام نیز نیاز ندارد، یعنی علم حصولی یكجا به علم حضوری برگردد.
توضیح مطلب اینكه: چگونه میتوان یقین كرد كه یك راوی كه حدیثی را از امام صادق علیهالسّلام نقل میكند اشتباه نكرده است؟! درست است كه كسی از امام صادق علیهالسّلام والامقامتر وجود ندارد و از ابیبصیر نیز شخص بهتری در روایت كردن نیست؛ ولی آیا میتوان قسم خورد كه: روایتی كه ایشان از امام صادق علیهالسّلام نقل كرده است، صددرصد مطابق با فرمایش حضرت است؟! زمانی میتوان یقین كرد كه عبارتی كه از دهان مبارك امام صادق علیهالسّلام خارج میشود از دهان ما بیرون بیاید؛ یعنی ما نیز بتوانیم حقیقتی را بگوییم كه امام صادق علیهالسّلام برای عنوان بصری بازگو میكند. در اینصورت دیگر اشتباه وجود ندارد زیرا علم، علم حضوری است.3
- الهداية الكبرى، ص ١٩٢؛ تحف العقول، ص ٣٠٨.
- عبدالله رياضى، رئيس وقت مجلس شوراى زمان شاه، بسيار وقيحانه و با عبارت اهانتآميزى گفته بود:
دور از عقل و منطق و سياست است كه حسين با حاكم و خليفه و اميرالمؤمنين زمان خودش دربيفتد و هركسى اين كار را بكند سزايش همين است.
خودش نيز نتيجه حرفهايش را ديد. - ما صرفاً مطالبى از ولايت و مّراتب آن شنيدهايم و نمىدانيم واقعيت آن چيست، و لذا بدون علم و بدون تفكر به هر شخصى ولى و وكيل و امام و پيغمبر مىگوييم! در حالىكه ولى كسى است كه اگر سخنى بگويد حتّى امام زمان عليهالسّلام نمىتواند او را تخطئه و ترحم كند كه اشتباه گفته است. پس ولىّ كسى است كه علم او حضورى باشد.

