در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

7
  • سابقاً بیان شد مسائلی از قبیل زادووَلد، كسب و كار، رشد و ترقی، حوادث و به‌طوركلّی تمام آنچه در این عالم است، به‌واسطه صفات كلّیه الهیه تحقق پیدا می‌كند. حال باید ببینیم آنچه در این عالم برای ما در طول شبانه‌روز تحقق پیدا می‌كند، آیا موجب نور و یا موجب ظلمت ماست؟ این مسأله خیلی مهمی است.

  • مرحوم آقا روایتی را مكررّاً نقل می‌كردند، ایشان می‌فرمودند:

  • یك روز امیرالمؤمنین علیه‌السّلام با یكی از اصحابشان جلوی مسجد كوفه آمدند و فرمودند: «من در مسجد دو ركعت نماز می‌خوانم و بعد به منزل می‌رویم.» لجام مركب خود را به شخصی سپردند و گفتند: «آقا! این مركب را نگه دار تا من برگردم.»

  • وقتی برمی‌گردند، می‌بینند آن شخص زین را سرقت كرده است! حضرت به صحابی همراهشان چند درهم می‌دهند و می‌گویند: «از بازار، یك زین بخر.» آن صحابی به بازار می‌رود و می‌بیند همان سارق می‌خواهد زین را بفروشد. زین را از او می‌خرد و می‌آورد. حضرت كه می‌بینند همان زین است، می‌فرمایند: «من می‌خواستم وقتی از مسجد برمی‌گردم همین مبلغ را به او بدهم؛ از راه حلال راضی نشد، خدا از راه حرام به او داد.»1

  • از این روایت به‌دست می‌آید كه در این زمان، صفت رازقیت كار خود را انجام می‌دهد و از عالم مشیت نزول می‌كند؛ زیرا خداوند عهد كرده است رزق بندگانش را برساند؛ اما نیتِ شخص یكی از عواملی است كه در عالم بالا كار را عوض كند. و زمانی‌كه نیت سوءِ این شخص كه سرقت است بالا می‌رود در عالم قضا و قدر كلّی الهی به قضا و قدری كه قرار است از راه حلال رزق را حاصل كند برخورد می‌كند، این رزق از راه حرام برای او حاصل می‌شود.

  • در این روایت به‌خوبی روشن است كه نیت سارق باعث این اتفاق شده است؛ یعنی در عالم قضا و قدر نوشته شده كه باید امروز چهار درهم به این شخص برسد، و آن مَلَكی كه مأمور شده است می‌بیند كه فعلًا سببی در كار نیست پس فكر او را عوض می‌كند كه از فلان مسیر كه از مسجد كوفه رد می‌شود، برود و از آن‌طرف در نیت امیرالمؤمنین قرار می‌دهد كه زین را به دست او بسپارد و بعد چهار درهم به او بدهد؛ اما زمانی‌كه مَلَك می‌خواهد روزی حلال به او برساند، ناگاه قضا و قدر عوض می‌شود. خود آن بدبختِ مسكین با نیت سوئی كه دارد انگار كاغذ امضاء شده قبلی را برداشته و به جای آن یك كاغذ امضاء شده دیگر می‌گذارد كه در آن اعلام كرده است كه: بنده رزق حلال نمی‌خواهم. آن ملك هم می‌گوید: اگر روزی حلال نمی‌خواهی آن را برمی‌گرداندیم و به صورت حرام نصیب تو می‌كنیم؛ بعد آن شخص را در بازار نگه می‌دارد تا زمانی‌كه فرستاده امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بیاید و زین را از او بخرد. این مطلبی بسیار دقیق است كه اگر یك سر سوزن عوض شود در خدا بودن خدا تغییر و تبدّل پیدا می‌شود.

    1. فقه القرآن، ج ٢، ص ٣٩.