در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت نزول اسماء كلیه پروردگار در عالم وجود

6
  • چنین نیست كه بدون قاعده و قانون مرد و زنی عقد كنند و فرزندی بیاورند؛ لذا روایات زیادی هست كه در موقع ازدواج یا حمل باید اموری را رعایت كرد.1 مثلًا زن حامله نباید به هر مجلسی برود، نباید موسیقی گوش كند و نباید با افرادی كه دارای نفس غیر صالح هستند برخورد كند؛ زیرا این برخوردها در نفس مادر تأثیر گذاشته و نفس مادر نیز در جنین اثر می‌گذارد. رفتن به جایی كه موجب تشویش و اضطراب انسان شود علاوه بر اینكه كدورت می‌آورد، اندوخته انسان را نیز می‌گیرد. این مطالب بیهوده نیست بلكه واقعیتی عجیب است و ائمّه علیهم‌السّلام بی‌دلیل این مطالب را به ما نفرموده‌اند.

  • مسأله مراقبه، مسأله‌ای كه باعث می‌شود كه در هنگام تجلی اسماء كلّیه الهیه در صفات، آن صفات به نحو دیگری عمل كند؛ مثلًا صفت قهاریت پروردگار به‌واسطه عملی كه انسان انجام داده است می‌خواهد جریانی را برای او به‌وجود بیاورد، ولی با مراقبه او جنبه قهاریت به جنبه رحیمیت تبدیل می‌شود و به‌صورت دیگری در عالم بروز پیدا می‌كند.

  • بنابراین هیچ‌وقت نباید گفت: تمام كارها در عالم بالا انجام می‌شود و ما هیچكاره‌ایم؛ زیرا ما هم یكی از آن سلسله عللی هستیم كه در این عالم عمل می‌كنند و در واقع وجود جزئی و ظهور آن حقیقت می‌باشیم؛ چراكه نیت، اختیار، اراده و مشیتی كه خداوند متعال در وجود ما قرار داده است، عبارت از همان نزول اراده، مشیت، رحیمیت، رحمانیت و عقل و تدبیر كلی است. اشتباه ما این است كه خود را مانند یك عروسك یا ماشین كوكی می‌دانیم كه دستی آن را كوك می‌كند و به حركت درمی‌آورد؛ این عقیده عین شرك و محدود كردن وجود اطلاقی پروردگار نسبت به مظاهر جزئیه خارجیه است. بنابراین هرچه در عالم اتّفاق می‌افتد عبارت از نزول اسماء و صفات الهیه است و بد یا خلاف نمی‌باشد.

  • امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید: «علم عبارت است از نوری كه خداوند در قلب هر كسی كه بخواهد می‌تاباند.»؛ یعنی اگر انسان در وجود خود احساس نور نكند علم ندارد. و نور آن حالت تجردی است كه نفس به‌واسطه عمل صالح به‌دست‌می‌آورد و برای تلّقی معانی كلّیه آمادگی پیدا می‌كند؛ و این مقصود از علم است. و شكی نیست كه توجه انسان به عالم طبع و مادّه موجب می‌شود كه آنچه برای انسان حاصل می‌شود جنبه مادّی و شائبه نفسانی به خود بگیرد.

    1. الكافى، ج ٥، ص ٤٩٨- ٥٠٣ و ج ٦، ص ٢٢- ٢٣؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ١٢٣- ١٤٨ و ج ٢١، ص ٤٠٢- ٤٠٥؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٤٠٣- ٤٠٤ و ٥٥١- ٥٥٤.