لزوم تهیؤ و آمادگى براى ادراك معارف الهى و حقیقت علم
9استخاره عجیب علامه طهرانی جهت شركت در مجلس تعیین مرجعیت
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند:
بعد از فوت یكی از مراجع، بنده را در مجلس تعیین مرجعیت1 دعوت كردند. من در دل اضطراب و تشویشی پیدا كردم بهنحوی كه اصلًا دلم راه نمیداد شركت كنم؛ تا اینكه با قرآن استخاره نمودم و این دو آیه آمد:
(فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَه ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ* أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَه يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَه عَلَّامُ الْغُيُوبِ).2
«چون آنها در عهد و میثاقی كه با خداوند بستند مخالفت كردند، این عملنفاقی را در میان آنها بهوجود آورد كه تا هنگام مرگ و ملاقات با خدا باقی خواهد ماند؛ علّت این پیوستگی نفاق تا روز مرگ، آن است كه آنها با میعاد الهی مخالفت مینمودند و با نفس دروغگوی خود دروغ میگفتند. آیا ایشان ندانستهاند كه خداوند از پنهانیها و راز گفتنهای آنان خبر دارد و اینكه او علّام الغیوب است؟!»
لذا ایشان در آن مجلس شركت نكردند.
بنده خود در یكی از این مجالس بودم و با گوش خود شنیدم كه بعضی از همین آقایان برای غلبه بر دیگری فحش میداد! آیا اینطور میخواهیم مرجع تعیین كنیم؟! آیا راه خدا این است؟!
حكایتی در نور علم و تقوای میرزای شیرازی
واجد مقام مرجعیت میرزا محمدحسن شیرازی است كه وقتی به او میگویند به مرجعیت رسیدی، مانند مادر بچهمرده زارزار گریه میكند. در اینباره نقل شده است كه:
بعد از مرحوم شیخ انصاری، هفده تن از بزرگان و فحولِ درس شیخ مانند میرزا حبیباللَه رشتی، حاج میرزا حسن طهرانی نجمآبادی، میرزا محمدحسن شیرازی و میرزا حسن آشتیانی مجلسی تشكیل دادند تا مرجع بعدی را انتخاب كنند.
در مجلس اول هركدام مرجعیت را به گردن دیگری میانداخت و به اتّفاقنظر نرسیدند. چون نظر همه نسبت به میرزا محمدحسن شیرازی مساعد بودو میخواستند ایشان را در مقابل یك امر واقع شده قرار دهند، آن مجلس را بدون حضور میرزای شیرازی تشكیل داده و گفتند: ما نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم، چراكه قضیه مرجعیت، قضیه آب و آتش است؛ چه كسی میتواند كلید بهشت و جهنم را در جیبش بگذارد؟! لذا هیچكس قبول نكرد و همه گفتند: فقط میرزا میتواند این بار را به دوش بكشد. حكممجتهد را نمیتوان رد كرد در جلسه سوم در حضور میرزای شیرازی مجتمعاً حكم كردند كه مرجعیت از آنِ اوست.
- رسم است بعد از اينكه مرجعى از دنيا مىرود براى اينكه مرجع بعدى مشخص شود، آقايان علماء در جلسهاى صحبت مىكنند كه اعلم و اتقى و افضل كيست تا او را به مردم معرفى كنند.
- سوره توبه (٩) آيه ٧٧ و ٧٨.

