لزوم تهیؤ و آمادگى براى ادراك معارف الهى و حقیقت علم
3دو نكته مهم در كلام امام صادق علیهالسلام در باب علم
در این فقره از بیان امام صادق علیهالسلام، دو مطلب وجود دارد:
اول اینكه آیا انسان میتواند روش زندگی خود را بر پایه ظن و تخیل قرار دهد یا باید براساس یقین و علم استوار باشد.
ضرورت سلوكی پرداختن به علم نافع
دوم اینكه آیا هر علمی نافع است یا بسیاری از علوم فایده و رِبحی ندارد. اگر انسان در تمام مدت عمر با زحمت فراوانی سالها درس بخواند تا متوجه شود كه در ستارهای بسیار دور كه حتی با تلسكوپهای بسیار قوی هم دیده نمیشود، موجودی زنده و ذراتی خاص وجود دارد، این علم چه نفعی برای دنیا یا آخرت او دارد؟!
خداوند متعال این عمر را در قبال بهدستآوردن سعادت ابدی به ما موهبت فرموده و دیگر آن را تمدید نخواهد كرد، و لذا به هر مقدار كه انسان در این دنیا متوقف شود در آن دنیا محروم میگردد. دراینصورت آیا سزاوار است كه انسان در قبال این سرمایه غیرقابلبرگشت و غیرقابلبازیافت، مطالبی را تحصیل كند كه در آن نشئه بهاندازه سرسوزنی دردی را چاره نسازد؟!
تحقیقات عجیب و غریب برای اطلاع از كیفیت تكلم اقوامی در صدهزار سال پیش، موجب خسران و اتلاف عمر است؛ چرا انسان باید وقت خود را به اموری كه جز اطلاع صرف هیچگونه نفعی ندارد، بگذراند و بعد از یك عمر تحقیق مثلًا به این نتیجه برسد كه در دنیا صدهزار نوع حشره داریم؟! مگر در صورتی صدودههزار نوع حشره وجود داشته باشد، چه میشود؟! چرا باید شخصی تمام عمر و استعداد و فكر و انرژی و اموال خود را صرف كند تا بفهمد فلان حشره در فلان مكان نیز وجود دارد؟!
علم نافع در كلام پیامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم
امام كاظم علیهالسلام در روایتی میفرمایند:
روزی پیغمبر اكرم وارد مسجد مدینه شدند و دیدند عدهای بر دور مردی حلقه زدهاند. به آنها فرمودند:
«ما هذا؛ این چیست؟»

