كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى
8خلق را تقلیدشان بر باد داد *** ای دوصد لعنت بر این تقلید باد خاصه تقلیدِ چنین بیحاصلان *** كآبرو را ریختند از بهرِ نان انسان باید یا خودش اهل علم و تشخیص باشد یا از فردی كه اهل علم است تقلید كند.
كیفیت نفوذ تدریجی اهل دنیا در مبانی علمی و یقینی سالك
مولانا در این داستان روش اهل دنیا را بیان میكند كه چگونه فرد مستحكمی را كه برایشان خطر دارد، با عباراتی نظیر «آقا! علم شما چنینوچنان است، سخای شما منّت از حاتم طایی میبرد، مجلس ما بدون حضور شما رونق ندارد و ظلمتكدهای بیش نیست» بهتدریج از موضعش پایین میآورند.
هركدام از این جملات سهمی از سهام ابلیس است. خدا میداند كه این دست بوسیدنها چه بر سر انسان میآورد و چگونه بهتدریج دلش نرم میشود و بعداً تا بناگوش كلاهی بر سرش میگذارند! این مسكین در ابتدا در مرام خود محكم ایستادهبود، ولی تیزی و حدّتی كه بتواند این مسئله را ادراك و آنها را دفع كند، در او وجود نداشت.
دافعه سالك، طارد مكاید اهل دنیا
جاذبه و دافعه هر دو ضرورت دارد، و الّا افراد كمكم دور انسان را میگیرند و موضع او را تغییر داده و بر طبق میل خود قرار میدهند. گاهی فقط با چند تلفن، نامه و ملاقات تا جایی مرام شخص تغییر میكند كه حاضر میشود یك كار غیرشرعی را بهراحتی انجام دهد! خدا میداند كه اهل دنیا برای رسیدن به مطامع خود، چه حِیلی برای انحراف افراد دارند و دست به چه كارهایی میزنند!
صلابت سلوكی مرحوم علامه طهرانی در مسجد قائم
در زمان حضور مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در مسجد قائم، احدی نتوانست صراط و مسیر ایشان را تغییر دهد. روزی به بنده فرمودند:
فلانی، گول این مردمی را كه دست میبوسند نخور! هركدام با این دست بوسیدنها هزار تمنا دارند و بیدلیل نمیآیند.
این فرمایشات نصیحتهایی بود كه سبب شد دید ما نسبت به جریانات روشن شود. اینگونه افراد اطرافِ آقا را میگیرند تا فردا یك معامله ربوی را برای آنها شرعی كند و در فلان قضیه به نفع آنها حكم دهد.

