كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى
4عدم حجیت مكاشفه و خواب در سلوك و استنباط احكام شرعی
آری، مصیبت ما این است كه برخلاف رهنمودهای بزرگان و اولیای الهی، با یك خواب تمام موازین علمی و منطقی و مُدرَكات لایتخلّف را كنار میگذاریم؛ با یك خواب، فاسق را به مرتبه تقدس میرسانیم، و فرد مقدسی را به مرتبه فسق میكشانیم.
پیغمبر میتوانست بگوید هركسی خوابی دید به خوابش عمل كند؛ درحالیكه در دستورات شرع به این امر تكلیف نشده است. در اسلام ادلّه اثبات احكام فقط عقل و كتاب و سنّت و بنا بر بعضی مسالك، اجماع است.1 اگر مجتهدی بخواهد حكمی از احكام اسلامی را استنباط كند، باید براساس یكی از این ادلّه باشد.
دو دلیل در عدم حجیت خواب و مكاشفه
خواب و مكاشفه به دو دلیل جزء ادلّه احكام بهحساب نمیآیند:
دليل اول اینكه مسئله خواب بسیار پیچیده و غامض است. حتی بسیاری از افرادی كه دارای مراتب و مراحلی هستند، در تعبیر خواب آنطور كه بایدوشاید نمیتوانند به راه صواب بروند.
دليل دوم اینكه اگر قرار باشد پیغمبر، استنباط احكام را به خواب و مكاشفه و غیره بسپرد، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد.
مجتهد نمیتواند در مقام فتوا و استنباط، به خواب كمترین ترتیباثری بدهد؛ زیرا خوابها با یكدیگر تعارض پیدا میكنند و در مقام تعارض چارهای وجود ندارد. البته اگر خواب توسط بعضی موازین دیگر تأیید شود، حجت خواهد بود.
حكایتی در عدم دخالت مكاشفه در هنگام استنباط
چندی پیش شخصی نزد بنده آمد و گفت: «آقا! من در مكاشفه دیدم كه امام زمان علیهالسّلام راجعبه ...» همینكه خواست از آن قضیه كه درباره قضاوت نسبت به موردی بود صحبت كند، گفتم: «شما ابتدا خودِ مطلب را مطرح كنید. قبل از اینكه این مكاشفه را تعریف كنید جواب شما را میدهم تا بدانید كه در فتوا و استنباط احكام شرعی نباید به مكاشفه و خواب اعتنا كرد.»
معنا ندارد انسان به پزشكی كه بیست سال درس خوانده و در بعضی مسائل تخصّص پیدا كرده، بگوید: «بنده خواب دیدم كه شما اگر فلان قرص را به مریض بدهید خوب میشود!» خواب در اینجا اهمیت ندارد و طبیب باید طبق موازین عمل كند.
- جهت اطلاع بيشتر از مبناى عدم حجيت اجماع، رجوع شود به اجماع از منظر نقد و نظر.

