اهداف تربیتى امام صادق علیهالسّلام در ارتباط با عنوان بصرى
4«خدمت حضرت نشستم. ایشان مدتی سر به زیر انداختند؛ بعد سر خود را بلند كردند و فرمودند:" كه هستی؟ كنیه تو چیست؟"
گفتم:" كنیهام ابوعبداللَه است."
حضرت فرمودند:" خداوند معنای كنیه ابوعبداللَه را كه بهحسب ظاهر بر خود قرار دادهای، در تو محقّق و تثبیت كند و واقعاً عبد خدا شوی و تو را در وصول به آرزوها و آمالی كه داری موفق گرداند؛ درخواستت چیست؟"
با خود گفتم: اگر از ایشان هیچ طلبی نداشتم و غیر از این دعایی كه حضرت نمودند هیچ فایدهای نصیب من نمیشد، هرآینه بسیار بود، و كفایت میكرد كه با تحمل زحمت و رنج راه، مشمول دعای حضرت شوم.
سپس حضرت سر خود را بلند كرد و دوباره فرمود:" درخواستت چیست؟"
گفتم:" از خدا خواستم دلت را به من مهربان گرداند تا تمایل و التفات و گوشه چشمی به من داشته باشی و از علمت مرا نصیب دهد. امیدوارم و اینطور بهنظرم میرسد كه خداوند آنچه را درباره حضرت شریف تو درخواست نمودهام، اجابت كرده است."»
ازاینجابهبعد حضرت وارد اصل روایت میشوند و راجعبه حقیقت علم كه آیا اكتسابی و تحصیلی است، یا نور و ذُكاء و حدّت است، صحبت میفرمایند. علم آن حدّتی است كه برای انسان راه را از چاه روشن میكند. بزرگانی كه در علم سرآمد بودند ولی به ورطه هلاكت افتادند، آن حدّت و تیزی و نور را نداشتند. چهبسا افرادی كه دارای علم ظاهر و اكتسابی نیستند ولی میتوانند در هَزاهز و شدائد و مهالك، خود را نجات دهند. إنشاءاللَه اگر خداوند توفیق عنایت فرماید، خصوصیات این مطالب در جلسات بعد عرض خواهد شد.
در مجالس گذشته عرض شد كه ذكر و ورد اختصاص به افراد مبتدی ندارد و همه افراد در مراحل مختلف سلوك ناچارند به اوراد و اذكار الهی اشتغال داشته باشند. وجه نیاز و احتیاج هر شخصِ واصلی به استدامه اذكار الهی، و نیز اینكه چرا حتی امام علیهالسّلام در مرتبه بقاء نیز باید به اذكار الهی اشتغال داشته باشد، عرض شد. پیغمبر اكرم تا آخر حیات بر این مسئله مداومت داشت و الآن نیز رسول خدا به ذكر الهی مداومت دارد، منتها كیفیت ذكر بعد از وفات با قبل از آن تفاوت دارد.

