در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهداف تربیتى امام صادق علیه‏‌السّلام در ارتباط با عنوان بصرى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

اهداف تربیتى امام صادق علیه‏‌السّلام در ارتباط با عنوان بصرى‏

3
  • «درحالی‌كه ناراحت و اندوهناك بودم به خانه خود مراجعت كردم و دیگر به‌سراغ مالك‌بن‌انس نرفتم؛ چراكه قلبم از محبت جعفربن‌محمد سیراب و پر شده بود و دیگر در دل خود جایی را برای مالك نمی‌دیدم و برای رفتن به نزد او كشش نداشتم.

  • این غم و اندوه، مرا زمین‌گیر و خانه‌نشین كرده بود و فقط برای اقامه نماز از منزل بیرون می‌آمدم؛ تا اینكه صبرم تمام شد. نعل به‌پا كردم و ردا به دوش انداختم و بی‌اختیار به قصد خانه امام صادق علیه‌السّلام حركت كردم؛ و این واقعه بعد از این بود كه نماز عصر را خوانده بودم.»

  • فَلَمّا حَضَرتُ بابَ دارِهِ، استَأذَنتُ عَليهِ. فخَرَجَ خادمٌ لَهُ، فقالَ: «ما حاجَتُك؟» فقُلتُ: «السّلامُ علَى الشّريفِ.» فقالَ: «هو قائمٌ فى مُصَلّاه.» فجَلَستُ بِحِذاءِ بابِهِ؛ فَما لَبِثتُ إلّا يسيرًا إذ خَرَجَ خادمٌ، فقالَ: «ادخُل على بَرَكَةِ اللَه.» فدَخَلتُ و سَلَّمتُ عليه. فَرَدَّ السّلامَ و قالَ: «إجلِس، غَفَرَ اللَه لَك.»

  • «وقتی به خانه آن حضرت رسیدم، استیذان كردم و اذن دخول خواستم. خادم‌حضرت بیرون آمد و پرسید:" درخواست و حاجتت چیست؟" گفتم:" می‌خواهم بر این مرد بزرگ سلامی عرض كنم." (وقت نماز عصر بود)؛ پاسخ داد:" حضرت در مصلای خود در حال نماز است." دیگر نگفتم كه می‌خواهم داخل بیایم، و كنار در نشستم؛ مدتی نگذشت كه خادم بیرون آمد و گفت:" داخل شو كه خداوند به تو بركت بدهد و دخول و قدومت را مبارك گرداند." وارد شدم و بر حضرت سلام كردم. ایشان سلام مرا جواب گفت و فرمود:" بنشین، خدا تو را بیامرزد."»

  • فجَلَستُ، فَأطرَقَ مَليًّا؛ ثُمَّ رَفَعَ رأسَهُ و قالَ: «أبو مَن؟» قُلتُ: «أبو عَبدِ اللَه.» قالَ: «ثَبَّتَ اللَه كُنيَتَكَ و وَفَّقَكَ يا أبا عبدِ اللَه! ما مَسألتُك؟» فقُلتُ فى نفسى لَو لَم يكن لى مِن زيارتِهِ و التّسليمِ غَيرَ هذا الدّعاءِ لَكانَ كثيرًا. ثمّ رَفَعَ رَأسَه ثُمَّ قالَ: «ما مَسألَتُك؟» فَقُلتُ: «سَألتُ اللَه أن يعطِفَ قلبَك عَلىَّ و يرزُقَنى مِن عِلمِكَ و أرجو أنَّ اللَه تَعالى أجابَنى فى الشَّريفِ ما سَألتُه.»1

    1. بحار الانوار، ج ١، ص ٢٢٥.