توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه
8یعنی علم پروردگار علم اطلاقی است و حدّ و قید ندارد. قدرت که از صفات پروردگار است این اطلاقی است و مرز ندارد. فرض بکنید که الآن من توانایی برای برداشتن این ظرف را دارم بیش از این قدرت ندارم، نمیتوانم این ظرفی که بزرگتر است، این را بردارم، به این میگویند قدرت محدود. اگر به یک حدّی برسم که بتوانم آن ظرف را بردارم باز محدود است، اگر به یک حدّی که بزرگتر، همینطور...؛ حالا شما تصور بکنید که یک ذاتی باشد که اصلاً قدرت او محدود نباشد، یعنی حدّ ندارد، آن چیست؟ آن ذات پروردگار است. علم پروردگار، همینطور، قدرت پروردگار همینطور، حیات در پروردگار همینطور، رحمت پروردگار همینطور، عطوفت پروردگار همینطور، قهّاریت پروردگار همینطور، تمام اینها چیست؟ حدّ و مرز ندارد.
روی این حساب، آیا ما میتوانیم تصور کنیم یک ذاتی که آن ذات مخلوق پروردگار است، در آنی از آنات از نقطۀ نظر ارتباط با اسماء و صفات الهی خود را بینیاز احساس کند؟ میشود یک چنین تصوری یا نه؟ ولو پیغمبر اکرم پیدا باشد. پیغمبر اکرم آیا مخلوق پروردگار است یا خالق پروردگار است؟ ائمّه علیهم السّلام آیا اینها مخلوقند یا اینکه ائمّه خالقند؟ اینکه شما در روایات میبینید که ائمّه مجرای فیض پروردگارند یعنی چه؟ یعنی امام علیه السّلام با نفس قدسی مبارک خود اسماء و صفات الهی را در جمیع عوالم محقّق میگرداند. یعنی الآن این قدرتی که در وجود ما هست و نشستیم، من دارم صحبت میکنم رفقا دارند گوش میدهند، این یک قدرتی است که در وجود خودمان احساس میکنیم، این قدرت از کجا الآن در وجود ما قرار گرفته؟ از کجا؟ بهواسطۀ نفس مبارک حضرت بقیّه الله ارواحنا فداه، مال این است.
امام اگر نباشد ما همه اَعدام روی زمین افتادیم و هیچگونه قدرت به اندازۀ یک بال مگس در ما دیگر وجود ندارد. الآن این علمی که ما داریم این اندوختۀ علمی که ما داریم، همۀ ما، از کجا آمده؟ بهواسطۀ این مجرای فیضی است که امام زمان علیه السّلام اینها را میآید و در وجود ما قرار میدهد و یک ثانیه اگر او غفلت کند و یک ثانیه امساک کند، هیچ چیزی در وجود ما قرار ندارد، هیچ، درست مثل یک فرض کنید که نواری که شما در این نوار مسائل مختلفی را ضبط کنید بعد یکمرتبه کلید بزنید و این نوار را از اوّل تا آخر پاک کنید، هرچه میگردید، تمام شد، اصلاً در این نوار هیچ چیزی نیست، صفر، خالی، هیچ چیز نیست و خیلی اتفاق میافتد، خیلی موارد اتفاق میافتد برای افراد بهواسطۀ بعضی از شُکها و استرسهایی که پیدا میکنید اینها اصلاً حافظهشان را از دست میدهند، هیچی، انگار این از اوّل هیچ چیز در ذهنش قرار نگرفته بود، مثل بچّهای که از مادر متولّد بشود. این میشود چه؟ مجرای فیض. آن حیاتی که الآن ما داریم، آن زندگی که الآن داریم، تمامش بهواسطۀ چیست؟ بهواسطۀ عنایت نفس مقدّس حضرت بقیّه الله است. این معنای اشراف ولایت است و اجرای فیض الهی و اجرای اسماء و صفات کلیه در قالبهای مشخص خارجی به نسبت به زید یک جور، به نسبت به فرض بکنید فلان عالم و دانشمند یک جور، به نسبت به فلان مَلَک یک جور، به نسبت به ملائک مقرب یک جور، به نسبت به جنّ یک جور حتّی به نسبت جنود شیطان و شیاطین و ابالسه تمام اینها وجودشان و قدرتشان چیست؟ اینها از امام علیه السّلام است. خود امام علیه السّلام آیا او از کجا میگیرد؟ او از خودش میآورد؟ یا او از اسماء کلّی میگیرد و بعد پخش میکند؟ آن چیست؟ آن خودش از اسماء دارد میگیرد. یعنی آن علم اطلاق الهی، آن همیشه به مرحلۀ اطلاق باقی است. هیچوقت پیغمبر نمیتواند از نقطۀ نظر علم به یک حدّی برسد که بگوید: خدایا من دیگر تا ته قضیّه را رفتم، هرچه علم در تو بود دیگر من.... ابدا، اینطور نیست. پیغمبر و امام را باید درست بشناسیم. پیغمبر و امام را باید در مقام مخلوقیت نگهداریم.

