توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه
7و کان الله اُنْسَهُ فی الوحشه «انس او خداست در وقتیکه همه از او گریزان بشوند» گریزان بشوند، بشوند و صاحبُه فی الوحده «و مصاحب او در تنهایی» و غناهُ فی العیله «و غناء او در وقت تنگ دستی» و معزّه من غیر عشیره «خدا معزّ اوست بدون اینکه این عشیرهای داشته باشد، قوم و خویشی داشته باشد، کس و کاری داشته باشد» این چیست؟ این مال کیفیّت ارتباط انسان است در سیر و در سلوک.
لذا کسی که به دنبال ذکر است، نباید کاری انجام بدهد که آن اثرات ذکر خنثی بشود. ذکر عبارت است از یاد پروردگار و یاد پروردگار در مظاهر مختلف و عبارات مختلف و اوراد مختلف متفاوت است. در جلسۀ قبل عرض شد که با آنچه خداوند متعال در عالم خلقت عمل میکند که عبارت است از اسماء و صفات کلّیۀ او، از دریچۀ همان، انسان باید به اسماء و صفات کلّیۀ حق برسد و اسماء و صفات کلّیه در هر مرتبهای متناسب با همان مرتبه خواهد بود. یعنی برای شخص مبتدی اسماء کلّیۀ حقّ یک معنا دارد، برای شخصی که راه رفته معنای دیگری دارد، برای شخصی که به مرتبۀ بالاتری رسیده است معنای دیگر دارد و عبور از هر مرتبه انسان را به مرتبه بالاتری از این اسماء کلیه میرساند. یعنی این اسماء و صفات کلّیۀ پروردگار، این حکم یک نیروی بالا برندهای دارد که در عین اینکه بالا میبرد آن خصوصیّات آن مرتبه را برای انسان ظاهر و آشکار میکند. دوباره همان مُعِدّ میشود برای اینکه انسان به مرتبۀ بالاتری از تجرّد برسد، باز دوباره آن معدّ میشود برای مرتبۀ بالاتر. فلهذا سالک هیچوقت بینیاز از ذکر نیست. البتّه اذکار متفاوت است و در این زمینه هم فعلاً جای صحبت نیست و هر ذکری و هر اسمی از اسامی پروردگار یک اثر مخصوصی را دارد که مختص به اوست و از آنجائیکه اسامی و صفات کلیۀ پروردگار اسامی اطلاقی است و مانند خود ذات پروردگار در مرتبۀ اطلاق است، همانطوریکه ذات بهواسطۀ آن تجرّد تام هیچ حدّ و قیدی برنمیدارد، آثار لازمۀ ذات که عبارت است از اسامی و صفات پروردگار، این هم حدّ و قید برنمیدارد.

