در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه‏

5
  • آنوقت اینها را ما همه فراموش کردیم، دنبال این می‌گردیم با این گرم بگیریم، گرم باشد، مجلسمان گرم باشد، دور و برمان گرم باشد، احساس تنهایی نکنیم، هوایمان را داشته باشد، اینها چیست آقا!؟ اینها چیست؟ این مسائل چیست؟ هوا را داشته باشند یعنی چه؟ یک وقتی به دردمان بخورد یعنی چه؟ اینها چیست؟ فکر دو روز دیگرمان را بکنیم، می‌گذارند ما را یک جایی، رویمان هم خاک می‌ریزند، یک فاتحه هم برایمان نمی‌خوانند، خیلی به ما احترام بگذارند تا سه روز یک مجلس می‌گیرند، و بعد هم یک آبی بیایند بریزند و تمام شد و رفت، تمام شد و رفت. بسته به آن کیفیّتی که آن شخص مصیبت زده پیدا می‌کند. خداوند حتّی در وجود فیزیکی بدن ما هم تغییر و تحولاتی ایجاد می‌کند، یک ماده‌ای در مغز مترشح می‌شود که آن ماده کم‌کم موجب نسیان می‌شود، آن ماده کم‌کم موجب می‌شود که این قضیّه از ذهن بیرون برود و آن حالت حُزنی که به‌واسطۀ ترشّح مادّۀ سی‌تی‌انتزش پیدا می‌شود، این ماده می‌آید و جایگزین می‌شود و بعد آن حالت حزن کم‌کم، کم‌کم می‌رود و به یک حالت اعتدال برمی‌گردد و روی همین حساب یکی از مسائلی که در روانکاوی امروز مطرح می‌کنند این است که به شخصی که مصیبتی به او وارد شده، مسائل مسرّت بخش انسان برای آنها پیش بیاورد. مانند خنده و مانند بعضی از انواع موسیقی که اینها موجب ترشح آن ماده خواهد شد، گرچه آن آثار و ضررهایی را چون غیر طبیعی هست به وجود می‌آورد. اما علی‌ایّ‌حال خداوند این‌طوری قرار داده، یعنی این کم‌کم آن حالت حزن تبدیل به حالت بی‌تفاوتی و بعد هم مسرّت می‌شود. این است، مسئله این است و بعد هم فراموشی، تمام شد. ﴿لَمۡ يَكُن شَيۡ‍ٔٗا مَّذۡكُورًا﴾1

  • پس بنابراین امام علیه السّلام به هشام می‌فرمایند: آدم عاقل آن آدمی است که از الآن به فکر فردایش باشد، الصبر علی الوحده علّامة قوة العقل «علامت قوۀ عقل است» فَمَن عَقل عن الله اعتزلَ اهلَ الدنیا «کسی که خدا را تعقّل کند، یعنی از نقطۀ نظر عقلانی با خدا برخورد کند، این از اهل دنیا کناره‌گیری می‌کند.» چون اهل دنیا با خدا کاری ندارند، اهل دنیا با خدا ارتباطی ندارند و این مسیر دیگری را دارد طی می‌کند. نمی‌تواند جمع بین این دو قضیّه کند، نمی‌تواند جمع بین این دو محور کند. این محور او را به سمت راست می‌گرداند، این محور او را به سمت چپ می‌گرداند، این چه‌کار کند؟ می‌آید نماز می‌خواند، حالت روحانی پیدا می‌کند، حالت نورانی پیدا می‌کند، می‌رود با زید می‌نشیند هرچه حالت به دست آورد از دست می‌دهد، این مال امروز. خب فردا، شروع می‌کند عبادت کردن، ذکر گفتن، مراقبه کردن، بعد بلند می‌شود با یک فردی می‌نشیند، در یک مجلسی شرکت می‌کند، تمام مجالس از لهو و لعب و حرف‌های بی‌خود و این حرف‌ها، خب اینهم همه رفت، این هم مال فردا است. پس‌فردا هم به همین کیفیّت، این هفته می‌رود هفتۀ دیگر می‌آید، این ماه می‌رود ماه دیگر می‌آید، بعد از یک مدّت: آقا! ما که به جایی نرسیدیم. نباید هم برسی، مگر توقع داشتید هم برسی؟ اگر می‌رسیدی جای سؤال بود، اینی که ما نرسیدیم، خب چرا نرسیدیم؟ آیا به آنچه که مطرح شده، بزرگان فرمودند، عمل کردید و نرسیدید، بگویید آقا ما نرسیدیم.

    1. . الإنسان، 1