توقف نتایج اذكار بر استمرار مراقبه
4مرحوم علاّمه طباطبائی ـ رضوان الله علیه ـ که ما با ایشان زیاد ارتباط داشتیم و در مجالس ایشان خیلی شرکت میکردیم، تا شخصی از ایشان سؤال نمیکرد ایشان ابتداء به صحبت نمیکرد حتّی اگر یک ساعت میگذشت همینطوری ایشان ساکت بود ولی بعضیها خیال میکنند که اگر صحبت نکنند انگار مجلس سپری نشده انگار همینطوری خَلَأ وجود دارد. صحبت کردن این یک اثری ـ اینطور خداوند قرار داده دیگر، اینها مسائل تکوینی است، مسائل اعتباری نیست که دستخوش تغییر و تغیّر باشد ـ حتّی صحبت کردن به کلام صحیح هم این موجب میشود که از آن متانت و رصانت انسان کم کند و سکوت این موجب میشود که آن حالت استعداد و آن حالت آمادگی در نفس و آن وِزانی که نفس به خود گرفته بهواسطۀ مراقبت، آن وزان حفظ بشود، آنچه را که انسان در این کیسه جمع آوری کرده بماند و این صحبت مثل سوراخی میماند که شما در این کیسه وارد کنید، کمکم آن مواد در آن کیسه شروع میکند به ریختن، ولو صحبت، صحبت صحیح هم باشد، اگر به باطل باشد که دیگر واویلا، دیگر اصلاً قابل طرح نیست ولی همین صحبت کردن زیاد و بیخود و در مسائل لهو و در مسائل غیرضروری، این برای انسان خیلی خوشایند نیست و برای سالک. دیگر ایشان میفرمایند: کثرت مجالست با اهل غفلت.
اهل غفلت چه کسانی هستند؟ اهل غفلت کسانی هستند که هیچ هدفی را در زندگی و در عمر تعقیب نمیکنند و فقط با گذران شب و روز آنها عمر خود را به این کیفیّت سپری میکنند، بدون اینکه یک هدف عُقلایی و منطقی بدنبال حرکات و سکنات آنها باشد. هر قدر انسان بتواند به تنهایی خو کند بهتر است، بهخصوص که از میان جمع دور باشد که شرور نفوس خبیثه مثل سُمومات است. یعنی این ارتباط انسان با افراد، این خواهی نخواهی یک ردّ و بدلهایی را در اینجا صورت میدهد، انسان بخواهد یا نخواهد، بخواهد یا نخواهد. وقتی شما با یک نفر برخورد میکنید این در اختیار شما نیست که او در شما اثر نگذارد. ممکن است شما آب بریزید روی فرش و فرش خیس نشود؟ ممکن است؟ آب کارش خیس کردن است دیگر. ممکن است فرض کنید که شما دستتان را روی آتش بگیرید و دست شما نسوزد، آتش کارش سوزندگی است، حالا هی شما هرچه به خودتان تلقین کنید نسوزد، این میسوزد، شما خیلی در اینجا تحمّل داشته باشید بر این سوختن فغان و شیون نکنید، اما بالأخره کار این آتش سوزندگی است، این کارش را انجام میدهد. ارتباط با افرادی که اهل غفلت هستند این ارتباط انسان را به غفلت میآورد و آن حالت نورانیّت و روحانیتی که بهواسطۀ اعمال و بهواسطۀ عباداتی که انجام داده، آن حالت را از بین میبرد. البتّه راجع به این مطالب فعلاً به نحو اختصار عرض شد، انشاالله در فقرات حدیث شریف اینها خواهد آمد و خصوصیّات آن بیان خواهد شد. روایتی در اینجا از موسی بن جعفر علیهما السّلام است در خطاب به هشام که حضرت میفرمایند: الصَبرُ عَلی الوَحده علّامة قُوّة العَقل1 «کسی که بر وحدت و تنهایی صبر کند، ملالت پیدا نکند، تحمل کند، کسی دور و برش نباشد، نباشد، کسی سراغش نمیآید، نیاید، این علامت چیست؟ این علامت این است که عقلش زیاد است.» آن کسی که عقلش کم است هی به دنبال این است که دنبال این برود، دنبال آن برود، این را ببیند، آن را ببیند، تلفن به این بزند، تلفن به آن. آقا! بشین راحت در خانه سرجایت، چهکار داری؟ آمدند سراغت، آمدند، نیامدند، نیامدند. مگر دنبال چی انسان میگردد؟ آدم یک حالی را میخواهد پیدا بکند که این حالش را حفظ کند، کسی که سراغ انسان نیاید مگر از انسان کم میشود؟ سراغ آمدن یعنی چه؟ یعنی شما بیا ما با تو وقتمان را بگذرانیم، معنایش این است. خب کسی که با این نیّت میآید، فردا هم میگذارد و میرود و میگوید میرویم وقتمان را با دیگری میگذرانیم. آن وقت بر یک همچنین کسی انسان میتواند دل ببندد؟ و بر یک همچنین فردی انسان میتواند اعتماد کند؟ اگر اعتماد کرد معلوم است عاقل نیست. هر کسی بین خود و بین خدای خود باید اینطور باشد. دریچۀ دل را به روی هر کسی نگشاید و در این دل که جای پروردگار است غیر او را راه ندهد که فقط او برای ما میماند، او میماند، در این دنیا باشیم او با ماست، در قبر باشیم او با ماست، در قیامت، در برزخ، او با ماست و در آخرت هم او با ماست و جالب اینکه ذاتی با ماست و کسی با ماست ـ حالا اطلاق کس به عنوان ذات است ـ ذاتی با ماست که ما خیال میکنیم به عنوان یک رقیب و عتید و پاسبان و حارس و یک شخص با تفنگ روی سر ما ایستاده و یک همچنین برداشتی از...، درحالیکه آنچه را که ما در ارتباطات مجازی جستجو میکنیم و در ارتباطات اعتباری به دنبال او میگردیم که جلب محبّت و وُدّ و انس باشد، به نحو مجاز، او به عین حقیقت داراست و ما از او غافلیم. در حدیث قدسی هست که: من به بندۀ مؤمنم از مادر به فرزند شیرخوارش مهربانتر است.
- . ألصَّبرُ عَلَی الوَحدَةِ علّامةُ قُوَّةِ العَقلِ، فَمَن عَقَلَ عن اللهِ تَبارَکَ و تَعالی إعتَزَلَ أهلَ الدُّنیا و الرّاغِبینَ فیها و رَغِبَ فیما عندَ رَبِّهِ و کان اللهُ آنِسَهُ فِی الوَحشَةِ و صاحِبَهُ فِی الوَحدَةِ، و غِناهُ فِی العَیلَةِ و مُعِزَّهُ فی غیرِ عَشیرَة؛ صبر بر تنهایی، نشانه قوّت عقل است، هرکه از طرف خداوند تبارک و تعالی تعقّل کند از اهل دنیا و راغبین در آن کناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او، و توانگری اوست در نداری و عزّت اوست در بی تیره و تباری.

