لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
8میخواستم ارتباطم ظهوری داشته باشد كه بعضی تصور تملّق و جابازكردن نكنند و نمیخواستم كه در نحوه ارتباطم این مظاهر وجود داشته باشد و برای رسیدن به آن به این كارها متوسل شوم؛ اما دست بوسیدن بین شاگرد و استاد یك امر عادی و طبیعی است و بر تملّق یا یك مسئله غیرعادی حمل نمیشود.
این نكته برای بنده بسیار جالب، راهگشا و مهم بود. وقتی انسان به هزار نوع دیگر میتواند احترام كند، چرا كاری كند كه در عرف یك عمل غیرعادی تلقّی شود و آنوقت بهدنبال پاسخگویی و توجیه آن برآید؟! چرا آن محبت و انس، نباید یك حالت عادی داشته باشد؟!
بنده بشخصه احساس میكنم كه اگر فردی وارد شود و دست مرا نبوسد، برخی میگویند:) این فرد اصلًا خصوصیات اخلاقی و محبت را ندارد كه دست نبوسیده است (؛ این مطالب همه توهّمات و تخیلات است.
پاسخ مرحوم حدّاد در كراهت مرحوم علّامه طهرانی نسبت به دستبوسی مردم: «دست را از خود نبین!»
بهترین رفیق بنده شخصی است كه با من معانقه كند و دست مرا نبوسد، گرچه مرحوم آقا به مرحوم آقای حدّاد عرض كردند:) من از اینكه مردم میآیند و دست ما را میبوسند ناراحت هستم. (و ایشان فرمودند:) دست را از خود نبین! (این حكم شامل ما نمیشود كه از خود میبینیم و گیر داریم؛ زیرا احكام مترتّب بر موضوعات است و با تبدّل موضوع، حكم نیز متفاوت میشود؛ لذا ما مصداق این حكم نیستیم.
درخواستی اكید راجعبه عدم تقبیل دست
غرض از ذكر این مسئله نعوذباللَه اشكال به كلام مرحوم آقای حدّاد نیست و ما خاك پای درگاه دوستان مرحوم آقا هم نمیشویم؛ دعا بفرمایید كه إنشاءاللَه خداوند در آینده، نقایص ما را به كمالات تبدیل كند تا دست را دست خود نبینیم.
غرض در اینجا نحوه ارتباطی است كه مرحوم والد درموردِ مرحوم آقای حدّاد نقل فرمودهاند و دیگر به اینكه دیگران چگونه هستند كاری نداریم؛ ما چند نفری هستیم كه دور هم مینشینیم و صحبت میكنیم و انس و محبتی داریم و غیر از این كاری از دست ما برنمیآید.

