لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
4ممكن است انسان در درس روز شنبه یك مقلّد، و در درس روز پنجشنبه یك مجتهد باشد و بعد از یك هفته دیگر بهواسطه عدم تدریس و ممارست با شاگرد اجتهاد از او سلب شده باشد!
اگر كسیكه مسئول مراجعه به پروندهها و اسناد در یك اداره است یك هفته كار خود را تعطیل كند، وقتی دوباره بر سر میزش مینشیند آن روانی و آمادگی قبل را ندارد.
مسئله سلوك نیز همینطور است؛ البته با این تفاوت كه در ادارهجات دو روز پنجشنبه و جمعه تعطیل میشود، ولی سالكی كه در راه خدا وارد میشود تعطیلی و مرخصی ندارد. افرادی كه میگویند: «ما حالا وقت زیادی داریم، این دو روز را بگذرانیم، بعد توبه میكنیم» مسئله را متوجه نشدهاند!
استمرار و مراقبه، مانع ایجاد حال استدراج
ازطرف دیگر ممكن است انسان بهواسطه بعضی قضایا به استدراج مبتلا شود و بهتدریج آن حالت انبساط و روحانیت ضعیف گردد؛ لذا باید مراقبه داشته باشد. اگر مراقبه نباشد، ممكن است كه یك صحبت اثری در نفس بگذارد و درجهدرجه او را تغییر دهد؛ در اینجا اگر انسان متوجه زنگ خطر شود و احساس كند آن حال قبل را ندارد، بالطّبع دیگر تكرار نمیكند؛ اما اگر متوجه نشود، با یك صحبت دیگر یا نگاه به زن نامحرم بهتدریج و پیوسته آن حال سابق خود را از دست میدهد تا اینكه یكمرتبه متوجه میشود كه در وضعیت دیگری قرار گرفته است و با خود میگوید: (من چه عملی انجام دادهام كه دیگر آن حال سابق را ندارم؟!)
ریشه استدراج در حسن ظنّ كاذبِ انتساب صرف به اولیاء الهی
علت این مسئله آن است كه این افراد دچار یك دلخوشی و حسن ظنّ كاذب میشوند و با خود میگویند: (دیگر اسم ما در این دفتر ثبت شده است!) زهی خیال باطل! مرحوم والد حدود پنج سال قبل از فوتشان رفقای مشهد را جمع كردند و فرمودند:
انذار اكید علّامه طهرانی در سنوات آخر عمر پیرامون عدم انتفاع سالك از انتساب صرف به اولیاء الهی

