در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت استمرار بر اذكار و به‌کارگیری آن در زندگى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

ضرورت استمرار بر اذكار و به‌کارگیری آن در زندگى‏

3
  • گذشت كه معنای فقره‌ (فَادْعُوهُ بِها) در آیه شریفه‌ (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‌ فَادْعُوهُ بِها) این است كه انسان باید خود را در تحت سیطره و نفوذ و تأثیر تكوینی اسماء الهی قرار دهد. فقط نشستن و تسبیح‌انداختن و یا اللَه گفتن و بعد به هر كار دلخواهی دست زدن، خود را گول زدن است.

  • توسل به اسماء پروردگار، طریق وصول به كمال مطلق‌

  • همان‌طور كه وجود مقدس پروردگار در مقام ذات، حقیقت محض و كمال مطلق است، اسماء الهی كه تراوشات آن ذات و صفات الهی كه لازمه آن اسماء هستند نیز به اطلاق و كمال پروردگار دارای حقیقت مطلقه و كمال مطلق می‌باشند؛1 لذا كسی كه می‌خواهد خود را به آن كمال مطلق برساند باید از راه‌هایی كه طریق رسیدن به آن مقصد است صعود كند و بالا برود.

  • آیا غیبت كردن، تهمت زدن، وقت خود را بیهوده گذراندن، با خلق خدا بدرفتاری كردن، منافع را برای خود خواستن، در قضایا و در مسائل خودمحور بودن و معیارها را با ملاك‌های شخصی سنجیدن، راه‌های رسیدن به خداست؟! اگر كسی بنشیند و دست به هر كاری بزند و هر تصمیمی كه می‌خواهد بگیرد و دل خود را به چند كلامی از اذكار و اوراد و آیات قرآن خوش كند، باید بداند كه به بیراهه رفته است.‌

  • ولم يزدَد مِنَ اللَه إلّا بُعدًا؛2 انسان به هر مقدار كه برخلاف آن طریق حركت كند، از آن مبدأ فاصله گرفته است و هیچ اثری بر اعمال او مترتّب نمی‌شود.

  • تمثیلی در كیفیت تحقق اسماء الهی در وجود انسان‌

  • اسماء الهی حكم دانشگاهی را دارد كه یك دانشجو می‌خواهد در آن تحصیل كند. اگر دانشجو را به سالن تشریح نبرند، نمی‌تواند صحت و سقم مطالبی را كه در فیزیولوژی و امثال‌ذلك می‌خوانَد، تشخیص دهد؛ نمی‌تواند اثرات میكروب را بر اعضاء و جوارح و سیستم‌های بدن ببیند. دانشجو باید آنچه را استاد تدریس می‌كند عملًا با چشم خود مشاهده كند؛ باید خودش سیستم گردش خون و تأثیر دارو و سم را بر سیستم عصبی بدن مشاهده نماید؛ باید آنچه در كتب مختلف خوانده در مقام عمل پیاده كند و فقط به‌عنوان یك تئوری به آنها اكتفا نكند كه ممكن است در آنها اشتباهاتی وجود داشته باشد.

    1. جهت اطلاع بيشتر پيرامون كمال مطلق اسماء و صفات الهى رجوع شود به الله‌شناسى، ج ١، ص ٢٢٦.
    2. الكافى، ج ١، ص ٤٥.