ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
3گذشت كه معنای فقره (فَادْعُوهُ بِها) در آیه شریفه (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) این است كه انسان باید خود را در تحت سیطره و نفوذ و تأثیر تكوینی اسماء الهی قرار دهد. فقط نشستن و تسبیحانداختن و یا اللَه گفتن و بعد به هر كار دلخواهی دست زدن، خود را گول زدن است.
توسل به اسماء پروردگار، طریق وصول به كمال مطلق
همانطور كه وجود مقدس پروردگار در مقام ذات، حقیقت محض و كمال مطلق است، اسماء الهی كه تراوشات آن ذات و صفات الهی كه لازمه آن اسماء هستند نیز به اطلاق و كمال پروردگار دارای حقیقت مطلقه و كمال مطلق میباشند؛1 لذا كسی كه میخواهد خود را به آن كمال مطلق برساند باید از راههایی كه طریق رسیدن به آن مقصد است صعود كند و بالا برود.
آیا غیبت كردن، تهمت زدن، وقت خود را بیهوده گذراندن، با خلق خدا بدرفتاری كردن، منافع را برای خود خواستن، در قضایا و در مسائل خودمحور بودن و معیارها را با ملاكهای شخصی سنجیدن، راههای رسیدن به خداست؟! اگر كسی بنشیند و دست به هر كاری بزند و هر تصمیمی كه میخواهد بگیرد و دل خود را به چند كلامی از اذكار و اوراد و آیات قرآن خوش كند، باید بداند كه به بیراهه رفته است.
ولم يزدَد مِنَ اللَه إلّا بُعدًا؛2 انسان به هر مقدار كه برخلاف آن طریق حركت كند، از آن مبدأ فاصله گرفته است و هیچ اثری بر اعمال او مترتّب نمیشود.
تمثیلی در كیفیت تحقق اسماء الهی در وجود انسان
اسماء الهی حكم دانشگاهی را دارد كه یك دانشجو میخواهد در آن تحصیل كند. اگر دانشجو را به سالن تشریح نبرند، نمیتواند صحت و سقم مطالبی را كه در فیزیولوژی و امثالذلك میخوانَد، تشخیص دهد؛ نمیتواند اثرات میكروب را بر اعضاء و جوارح و سیستمهای بدن ببیند. دانشجو باید آنچه را استاد تدریس میكند عملًا با چشم خود مشاهده كند؛ باید خودش سیستم گردش خون و تأثیر دارو و سم را بر سیستم عصبی بدن مشاهده نماید؛ باید آنچه در كتب مختلف خوانده در مقام عمل پیاده كند و فقط بهعنوان یك تئوری به آنها اكتفا نكند كه ممكن است در آنها اشتباهاتی وجود داشته باشد.
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون كمال مطلق اسماء و صفات الهى رجوع شود به اللهشناسى، ج ١، ص ٢٢٦.
- الكافى، ج ١، ص ٤٥.

