ضرورت استمرار بر اذكار و بهکارگیری آن در زندگى
2أعوذُ باللَه منَ الشّيطانِ الرّجيم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحيم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمينَ و الصّلوةُ و السّلامُ على أشرفِ المرسلينَ
وخاتمِ النّبيّينَ أبى القاسمِ محمّدٍ و على آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرينَ
واللعنةُ على أعدائِهم أجمعين
قالَ الإمامُ الصّادقُ عليه السّلام لِعنوانِ البَصرى:
مَعَ ذلكَ لى أورادٌ فى كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَيلِ و النَّهارِ، فَلا تَشغَلنى عَن وِردى و خُذ عَن مالكٍ و اختَلِف إليهِ كَما كُنتَ تَختَلِفُ إليه.
«امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری میفرمایند:" وقت مرا نگیر! من در طول شبانهروز اوراد و اذكاری دارم كه این رفتوآمد تو مانع است؛ پس مرا از ورد و ذكرم باز ندار و همانطور كه قبلًا به مالكبنانس مراجعه میكردی الآن هم به او مراجعه كن!"»
در جلسه گذشته راجعبه آیه شریفه (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها)1 و كیفیتاستدعا و چگونگی طلب كردن از خداوند و مقدّمات لازم آن مطالبی عرض شد.
طلب وصول به كمال، نیاز فطری انسان
صحبت در این است كه آیا طلب امری اعتباری است، یا نیازی فطری؟ آیا اینكه انسان از پروردگار تحقق اسماء و صفات الهی در وجود خود را طلب میكند، امری خارج از اهداف زندگی تلقّی میشود؟ آیا خداوند بهواسطه طلب بنده خود خوشحال میشود و او را در زمره مقرّبین و صالحین درمیآورد و اگر ما طلب نكنیم بهشت خدا خالی میماند و لذا ما منّتی داریم، یا اینكه طلب، نیازی فطری است؟
طی جلسات گذشته، درباره نیاز ذاتی انسان به ورود در مقام اسماء و صفات الهی و لزوم رفع حُجُب ظلمانی و به فعلیت رساندن استعدادهایی كه خداوند در كُمون انسان قرار داده است، مطالبی ذكر شد. عرض شد كه راه سیروسلوك و طریق الیاللَه، مسیر طبیعی و نیاز فطری و وجدانی بشر است؛ اگر طلب نكنیم چه كنیم و این مردمی كه در مقام طلب نیستند چه تاج كرامتی بر سر خود گذاشتهاند؟ افرادی كه دنیای خود را بدون هدف و نتیجه میگذرانند، از آن مسیر طبیعی خود خارج شدهاند و گوهر ارزشمندی كه قابلیت نگین شدن برای دست سلطان را دارد بهدست اطفالی سپردهاند كه آن را خرد میكنند و دیگر ارزش و استعداد جلا و پرداخت و به فعلیت رساندن آن را از بین میبرند.
- سوره اعراف (٧) آيه ١٨٠. اللهشناسى، ج ٣، ص ٣٦٠:
« از براى خداوند اسماء نيكوترين و نامهاى بهترين وجود دارد؛ پس او را با آن اسماء و نامهاى بهترين بخوانيد!»
- سوره اعراف (٧) آيه ١٨٠. اللهشناسى، ج ٣، ص ٣٦٠:

