حقیقت اسماء حُسناى الهى
3اسم عبارت است از نشانه، علامت و حكایت؛ سؤال از اسم شخص بهمعنای سؤال از علامتی است كه موجب تمیز آن فرد از دیگران میشود. اگر اسامی اشخاص و اشیاء نباشد، نمیتوان بین افراد مختلف و اشیاء مختلف تمیزی قائل شد؛ مثلًا اگر اسم مهمان خود را ندانیم و درموردِ او از ما سؤال شود، نمیتوانیم با ذكر مشخّصهایاز رنگ لباس و قد و وزنش، او را از دیگران متمیز كنیم، الّا اینكه این ضمائم و قرائن بهحدی باشند كه آن فرد كاملًا واضح و مشخص شود.
اسماء حسنای الهی، حاكی از حقایق مختص به ذات پروردگار
اسماء حسنای الهی نشانههای حكایتكننده از حقایقی هستند كه آن حقایق اختصاص به ذات پروردگار دارند. اسم «علیم» از حقیقتی حكایت میكند كه آن حقیقت فقط اختصاص به ذات پروردگار دارد؛ اسم «قدیر» لفظی است كه در ماورای این لفظ حقیقتی نهفته است و آن حقیقت كه عبارت است از قدرت و مشیتِ غیرقابل تفویض اختصاص به ذات پروردگار دارد. اسامی «مُرید»، «فعّال»، «رازق»، «خالق»، «رب» و «نور» نیز همینطور هستند.
در دعای جوشن كبیر، خداوند متعال را به اسماء حسنای او چنین قسم میدهیم: يا نورًا فَوقَ كُلِّ نور؛1«ای ذاتی كه حقیقت تو را نور تشكیل میدهد؛ نوری كه فوق تمام انوار است.»
چه اینكه ما نور را بهمعنای حقایقِ وجودی خارجی (ظهوراتِ خارجی نور پروردگار بهصورت ماهیاتِ انسان، حیوان و نبات، زمین و آسمان، ملائكه و صور مجرّده) بدانیم و چه اینكه نور را بهمعنای ظاهرِ بالذّات و ظاهركننده دیگری بدانیم، درهرصورت این اسم نور، اختصاص به ذات پروردگار دارد و تمام انوار مُشاهَد و متصور ما، مادون آن نوری است كه اختصاص به او دارد.
نوری كه ما مشاهده میكنیم، در چشم میآید و حالآنكه خداوند فوق ادراك بصری مادی است؛ نوری كه ما تصور میكنیم تصور امری محدود است و حالآنكه حقیقت نوریه پروردگار نامحدود است و اصلًا به تصور نمیآید؛ بنابراین، معنای این فقره شریفه آن است كه نورِ مافوقی وجود دارد كه آن نور نه مُشاهَد است و نه به تخیل و تصور میآید و باید بهدنبال آن نور رفت.
- المصباح (كفعمى) ص ٢٥٣.

