حقیقت اسماء حُسناى الهى
6عدم تفاوت حال رسول خدا در ابتدا و انتهای رسالت
این اتّجاه حتی باید در مسائل حق نیز وجود داشته باشد. در هنگام نبوتِ پیغمبر اكرم فقط دو نفر (امیرالمؤمنین علیهالسّلام در دهسالگی و حضرت خدیجه سلام اللَه علیها) با آن حضرت بودند،1 اما حال پیغمبر در آن موقع، با حال پیغمبر در آخر عمر كه جزیرةالعرب را گرفته بودند و میدانستند كه سایر ممالك نیز بعداً مُنضَم خواهد شد، یكی بود.
قبل از ارتباط با خلق، ارتباط با خالق مدّنظر رسول خدا بود. اگرچه لازمه اجتماع در عالم كثرت، اشتغال به كثرت است و چه انسان با افراد مؤمن حشرونشر داشته باشد و چه با افراد غیرمؤمن، بالاخره وقت او گرفته میشود؛ اما با وجود ارتباط با كثرت، حال پیغمبر بهنحوی بود كه به تعداد افراد مسلمان فكر نمیكرد كه الحمدللّه الآن در مقابل كفار صد نفر شدیم و حزب خود را زیاد كردیم؛ اگرچه بههرحال در اینجا سخن از دعوت به اسلام و ایمان و مكتب حق است. بلكه در مقابل، پیغمبر از خدا میخواست كه در اطراف او عده كمتری باشند تا فراغت بیشتری داشته باشد.
دیدگاه توحیدی و پدرانه رسول خدا نسبت به كفار
رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم كفر را در مقابل اسلام نمیدید تا از افزایش افراد مسلمان خوشحال شود؛ پیغمبر كفر و اسلام را در اتّجاه توحید، یكی قرار میداد و به همان مقدار برای یك فرد مسلمان دل میسوزاند كه برای یك فرد كافر دل میسوزاند. ناراحتی پیغمبر فقطوفقط از این بود كه چرا پرده جهل از جلوی چشمان این كافر كنار نرفته است؛ نه اینكه در نفس حضرت حسابوكتاب و باندبازی و راست و چپی باشد و بخواهد تسویهحساب كند.
برای رسیدن به چنین مرحلهای است كه خداوند میفرماید: فقط اسامی مرا بخوانید و به من و نشانههایم توجه كنید كه آنچه در این عالم میگذرد سراب است و بهدنبال دیگری نروید.
- تفسير فرات الكوفى، ص ٣٤١؛ مناقب آل ابىطالب، ج ٢، ص ٤.

