در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر تكوینى اذكار الهى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر تكوینى اذكار الهى‏

7
  • لزوم تناسب عمل انسان به‌حسب سیر در هر عالمی از عوالم وجود

  • عالم وجود دارای مراتب و مراحل مختلفی است: عالم ماده؛ عالم برزخ و مثال؛ عالم ملكوت؛ عالم جبروت؛ عالم لاهوت. این مراتب از مرتبه ماده شروع و به مراتب اسماء كلّیه و مرتبه ذات حق منتهی می‌شود. سالك برای رسیدن به این مراتب، قطعاً احتیاج دارد كه در هر مرحله‌ای برحسب دقت و ظرافت ظهوراتِ عوالم عِلوی، اعمال متناسبی را انجام دهد. این اعمال باید برای هر مرتبه‌ای از مراتب لحاظ شود و نمی‌توان نَسَقِ واحدی را برای جمیع این مراحل در نظر گرفت؛ زیرا انسان در قانونی نهفته است كه اقتضا می‌كند در هر مرتبه‌ای برای صعود و ارتقاء به مدارج و مراحل بالاتر به یك نحوه ظهور و بروز داشته باشد، چنان‌كه شما با اطفال به یك نحوه و با بزرگترها به‌نحوه دیگری صحبت می‌كنید.

  • چرا باید نماز صبح دو ركعت و نماز ظهر و عصر چهار ركعت و نماز مغرب سه ركعت باشد؟ آیا خداوند به میل و دلخواه خود مانند میل و اراده‌ای كه در ما وجود دارد این عبادات را برای بشر قرار داده است؟!

  • تأثیر عبادات در اوقات مخصوصه خود

  • شاكله وجودی انسان در ارتباط با طی مدارج كمالی و جریانات اطرافش اقتضا می‌كند كه خداوند متعال در طول شبانه‌روز عبادات مختلفی را در نظر بگیرد: نماز صبح دو ركعت و نماز ظهر چهار ركعت باشد. طلوع فجر تأثیری بر قوای روحی و جسمی انسان می‌گذارد كه لازمه آن، قیام به عبادت با این كیفیت خاص است؛ آن تأثیر، در نماز ظهر نیست و نماز ظهر تأثیر خاصّ خود را دارد.

  • این مسئله كاملًا مشهود است كه حالِ انسان در موقع بین‌الطّلوعین با حال او در هنگام غروب آفتاب تفاوت می‌كند؛ در بین‌الطّلوعین كه خورشید طلوع می‌كند حال انبساط است و موقع غروب آفتاب كه خورشید پرتوی خود را برمی‌چیند، حال غم و قبض حاصل می‌شود، درحالی‌كه هر دو یكی است و هر دو مظهری از مظاهر پروردگار هستند: (وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ).1 وارداتی كه ممكن است در این دو حال برای انسان اتفاق بیفتد كاملًا با یكدیگر متفاوت است.

    1. سوره ق (٥٠) آيه ٣٩. نور ملكوت قرآن، ج ٢، ص ٥٤٢:
      « و پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن، با حمدِ پروردگارت او را تسبيح كن!»