تأثیر تكوینى اذكار الهى
2أعوذُ باللَه منَ الشّيطانِ الرّجيم
بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحيم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمينَ و الصّلوةُ و السّلامُ على أشرفِ المرسلينَ
وخاتمِ النّبيّينَ أبى القاسمِ محمّدٍ و على آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرينَ
واللعنةُ على أعدائِهم أجمعين
بحث در جلسه گذشته پیرامون كیفیت تطبیق و هماهنگی اوراد و اذكار با اشتغالات روزمره انسان در جریان رشد معنوی و تربیتی سالك بود. عرض شد كه در سلوك الیاللَه، جریانی میتواند حق و جامعِ جمیع ظهورات صفات جمالیه و جلالیه خداوند باشد كه با مشیت الهی نظام تكوین انطباق بیشتری داشته باشد؛ گرچه ممكن است كیفیت اعمال سلوكی در بعضی مراحل بهگونهای باشد كه سالك باید از شركت در مسائل اجتماعی تاحدودی امتناع نماید.1 رسولاكرم و بسیاری از پیغمبران و اولیاء، بُرههای از عمر خود را در انعزال و عدم ارتباط با مردم بهسر بردند، اما اینكه مسیرسلوك عبارت باشد از ترك جمیع اموری كه انسان در حیات دنیوی به آنها وابستگی و عُلقه دارد، چنین مسیری نمیتواند بهتمام معنیالكلمه حق باشد.
گرچه در فرمایشات امام صادق علیهالسّلام به) عنوان بصری (به این مسئله تصریح نشده است، اما چنین استخراج میشود كه حضرت متذكر مسئله میشوند و میفرمایند: «من در شبانهروز ساعاتی را برای وِرد و ذكر تعیین كردم، و این ساعات غیر از اوقاتی است كه در ارتباط با مسائل دیگر بهسر میبرم.»
علت لزوم ذكر برای رشد معنوی انسان
مطلبی كه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه ذكر و ورد چه تأثیری در سلوك و رشد معنوی و تربیتی نفس سالك دارد و بالتّبع كلام افرادی كه در عین قائل بودن به طی مدارج و مراتب انسان، منكر لزوم ذكر و مراقبه هستند، چه جایگاهی دارد؟
شكی نیست كه انسان موجودی مركّب از ماده و روح است؛ بهعبارت صحیحتر نفس ناطقهای دارد كه قالب مادی برای آن در نظر گرفته شده و حقیقت او را این بدن تشكیل نمیدهد.
انسان در ارتباط با قوانین تكوین و نظام احسن خلقت، جدای از سایر موجودات نیست. اشیاء مادی در این عالم برای ادامه حیات و رشد و نمو، احتیاج به تغذیه دارند؛ زیرا نظام حاكم بر این عالم اقتضاء میكند كه مثلًا اگر درختی بخواهد در دنیا رشد و نمو كند، به نور، آب، اكسیژن، خاك و مواد غذایی نیاز داشته باشد، و اگر این امور سلب شوند درخت خشك میشود و میمیرد و تبدیل به خاك میشود. گرچه تمام حیوانات و گیاهان براساس خصوصیت و شاكلهای كه دارند، در میزان ورود و خروج این مواد با یكدیگر اختلاف دارند،2 اما اگر مدتی آب و غذا نداشتهباشند همه از بین میروند. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و در حیات ظاهری خود به موادی نیاز دارد كه زیست او را در این دنیا تأمین كند؛ چنانچه هركدام از فرمولهای تغذیه بشر تغییر كند، كسالت و سایر عوارض در او مشاهده خواهد شد.3
- البته در مباحث آينده خواهد آمد كه چطور انسان بايد در بعضى از مراتب، دايره ارتباط خود را با افراد قدرى محدود كند تا آن اثر خاصى كه مترتّب بر اشتغال به مسائل معنوى و عبادى است براى او حاصل شود.
- منبابمثال برخى گياهان گرمسيرى مانند« زيره» كمتر به آب نياز دارند و آن را در خود ذخيره مىكنند، و برخى ديگر مانند درخت چنار و بيد كه با تبديل آب به اكسيژن موجب تصفيه هوا مىشوند، به آب و موادّ بيشترى احتياج دارند و اگر به آنها آب نرسد زود خشك مىشوند و نمىتوانند به حياتشان ادامه دهند.
- از اين مسئله در طبّ قديم، به اختلاف در اخلاط اربعه تعبير مىكردند كه حقيقت آن در طبّ امروز نيز با بيان ديگرى وجود دارد. اگر چربى يا اسيداوريك بالا برود انسان بهنوعى مريض مىشود، و اگر پايين بيايد به نوع ديگرى بيمار مىگردد و براى بهبود بايد دارو مصرف شود تا بهواسطه تعديل در مزاج سلامتى حاصل شود.

