تأثیر تكوینى اذكار الهى
6مرحوم آقای بروجردی با این كلام میخواهد بگوید: من آدمی هستم كه وقتمارزش دارد و اهل این نیستم كه افراد را دور خود جمع كنم و رساله بدهم و با هزار كلك اطرافم را شلوغ كنم؛ من فردی هستم كه احساس میكنم اگر بخواهم در خدمت دین و اسلام باشم، باید تحفّظ بر وقت داشته باشم و شما كه شخص عالمی هستید، صحیح نیست وقت مرا با این مسائل بگیرید. این كلام نشان از واقعیت و اهل دنیا نبودنِ ایشان میكند؛ ما كجا دیگر میتوانیم مثل اینها را پیدا كنیم؟!
باری، سالك كه در مقام اثبات، از حضرت حق ابتعاد پیدا كرده و از حقیقت مجرد و صفای محضِ اولیه خود بهدور افتاده است، باید برای رسیدن به مدارج عالی كارهایی انجام دهد كه مانع از توغّل او در دنیا شود. او باید برای رسیدن به آن حقایق مجرّده و بهفعلیت درآوردن آن استعدادات و قوای اجمالی در نفس، به عبادات و مسائل معنوی اشتغال داشته باشد و از گناه و اشتغالات عامه مردم دوری كند؛ جز این چاره دیگری وجود ندارد.
منافات تكوینی ارتكاب محرّمات با وصول به خداوند متعال
اگر انسان چهل روز به ذكر و عبادت و مراقبه اشتغال داشته باشد، تمام اثرات آن اربعین با یك تهمت به رفیق و غیبت از مؤمن خنثی میشود و از بین میرود؛ مسیر و راه همین است. این دو مسئله با یكدیگر توافق و التیام ندارند؛ زیرا خداوند متعال نظام وصول به خود را منافی با ارتكاب محرّمات و امور مانعه قرار داده است و از این نظام تعدّی و سرپیچی نمیكند.
ضرورت ذكر در انكشاف حقایق توحیدی
یكی از امور لازم برای رسیدن به مقام كمال و استجماع ظهورات مختلفه صفات و اسماء جمالیه و جلالیه حق، پرداختن به اوراد و اذكاری است كه موجب تلطیف و تجرّد نفس شده و بالنّتیجه انكشاف حقایقی از اسماء و صفات حق را در پی خواهد داشت؛ از این مسئله هیچ گریز و گزیری وجود ندارد.

