در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

8
  • پاسخ به اتهام «انعزال عرفاء از مسائل اجتماعی»

  • اینكه گفته می‌شود عرفاء خود را از مسائل اجتماعی و مصالح مسلمین جدا می‌كنند و در انزوا ذكر می‌گویند، تهمت است و چنین افرادی عارف نیستند. چه كسی گفته عارف كسی است كه در كناری بنشیند و مشغول ذكر باشد و خود را از مصالح و مفاسد مسلمین بركنار بدارد؟! به‌صرفِ اینكه چند نفر به اسم درویشی و تصوّف و امثال‌ذلك راه جدایی را طی كنند و خودشان را نسبت به قضایا بی‌اعتنا جلوه دهند، نباید بر اهل عرفان تهمت زد. شما كه عرفاء را متهم می‌كنید، چقدر در این میدان پا گذاشته‌اید و برای مصالح و مفاسد مسلمین دل سوزانده و برای خدمت به خلق سرمایه گذاشته‌اید؟! همه این حرف‌ها به‌جهت عدم اطلاع و عدم برداشت صحیح نسبت به مسائل عرفانی است.

  • عارف، واجد عالی‌ترین مرتبه احساس مسئولیت اجتماعی‌

  • عارف كسی است كه نسبت به خلق خدا از هر شخص اجتماعی و فقیه و سیاستمداری احساس مسئولیت بیشتری كند و مشیت و اراده الهی را در این عالم به‌نحو اتمّ و اكمل و دقیق و بدون هیچ تغییری انجام دهد، نه آن كسی كه اگر قضیه‌ای برخلاف تمنّیاتش انجام شد اعصابش به‌هم بریزد و دادوبیداد كند؛ این مُشتهیات نفسانی است نه عرفان.

  • عملكرد امیرالمؤمنین در جنگ صفین، نمونه‌ای از عالی‌ترین مراتب تسلیم‌

  • عارف كسی است كه وقتی بعد از هجده ماه جنگ با معاویه شكست می‌خورَد،1 انگارنه‌انگار كه مسئله‌ای اتفاق افتاده است؛ بر سر جای اول خود برمی‌گردد و می‌گوید: ما وظیفه خود را انجام دادیم. عارف كسی است كه جنگ را برای پیروزی بر معاویه انجام نمی‌دهد؛ چون او را یكی از مظاهر خدا می‌بیند و از همان ابتدا هم می‌داند كه مشیت خدا بر بقای معاویه تعلق گرفته است. اگر سؤال كنند: «یا علی، آیا در این جنگ پیروز می‌شویم؟» از همان ابتدا می‌گوید: «پیروز نخواهیم شد»2 اما درعین‌حال به مردم می‌گوید: حركت كنید و بروید و بجنگید و او را از بین ببرید.

    1. ارشاد القلوب ديلمى، ج ٢، ص ٢٤٨.
    2. البته اين مطلب را تنها به اصحاب خاصّ خود مى‌فرمايد، چراكه اگر به همه بگويد ديگر كسى از جايش تكان نمى‌خورد؛ اما در جنگ نهروان از ابتدا مى‌فرمايد نُه نفر از ما كشته مى‌شوند و نُه نفر از آنها زنده مى‌مانند.*
      (*) مناقب آل ابى‌طالب، ج ٢، ص ٢٦٣.