ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى
3اكملیت اسلام در جامعیت میان توحید و اشتغالات دنیوی
«مقام جامعیت»1 كه خداوند متعال آن را در شریعت پیامبر اكرم قرار داده عبارت است از: حركت بهسوی كمالات انسانی باتوجهبه رعایت جمیع قوانین و اعمال ظاهری در ارتباط با زن و فرزند، قوموخویش، رفیق و شریك و همسایه، و سایر جوانبی كه انسان بهناچار با آنها در این دنیا بهسر میبرد. نكته بسیار مهم اینكه اسلام، رهبانیتِ نصاری را برای وصول، كافی و وافی نمیداند؛ لذا در اسلام رهبانیت مذموم نیست2 اما كافی هم نیست.
رهبانیت، روش سلوكی جایز اما ناقص
در اسلام نسبت به مسئله رهبانیت و انعزال و عدم ورود در مسائل اجتماعی، عقابی مترتّب نیست و امری حرام و برخلاف رضای خداوند محسوب نمیشود، بلكه اسلام آن را روش ناقصی برای تكامل فرد میداند و چون در اسلام راه اتمّ و اكمل وجود دارد، ازنقطهنظر عقلی انتخاب راه مرجوح مورد تأمل است.3
ادراك كامل حقیقت توحید، از مختصات دین اسلام
آنچه در اسلام مطرح است و پیغمبر اكرم بر همان اساس مبعوث شده آن است كه حقیقت توحید در همه مراحل زندگی با تمام اشكال و صور برای انسان روشن و ادراك شود؛ نه اینكه آن حقیقت فقط در نماز جماعت با پیغمبر در مسجدالنّبی باشد و در هنگام هجوم و غلبه كفار و تنها ماندن پیغمبر وجود نداشته باشد.
عدم تخطی از قوانین عالم ماده در سیره رسول خدا
اعتراض ما نسبت به عمر و ابیبكر و امثالذلك این است كه آنها میگویند: «اگر حق با اسلام و پیغمبر است، چرا در بسیاری از موارد غلبه با كفار و عقبنشینی از ناحیه پیغمبر است؟! چرا رسول خدا وعده فتح مكه میدهد ولی نمیتواند به مكه وارد شود و صلح میكند؟! پیغمبر كه نباید اینطور باشد! ما پیغمبری میخواهیم كه مثل تانك حركت كند و هرچه در سر راه دارد را تدمیر و خراب كند و در پشتسر چیزی باقی نگذارد و گلوله او هم هیچگاه تمام نشود؛ این پیغمبر خوبی است و ما او را قبول داریم.»4
- تفسير بيان السّعادة، ج ٤، ص ٩٩:
« أنّ محمّدًا صلّى اللهُ عليهِ و آلِهِ و سَلَّمَ قالَ:" إنَّ أخى موسى عليهِ السّلامُ كانَ عَينُهُ اليُمنى عَمياءً و إنَّ أخى عيسى عليهِ السّلامُ كانَ عَينُهُ اليُسرى عَمياءً و أنا ذو العَينَينِ."»
ترجمه:« رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:" همانا برادرم موسى چشم راستش نابينا بود و برادرم عيسى چشم چپش نابينا بود، وليكن من داراى هر دو چشم هستم.» (محقق) - البته مذموميّت در اينجا بهمعناى حرمت و مخالفت با رضاى پروردگار است؛ بنا بر اين معنا، رهبانيت در اسلام مذموم نيست.
- مهر تابان، ص ٤٢٤:
« حواريين مجموعاً دوازده نفر بودند كه از ميان آنها اين يكى نااهل درآمد و بقيه بر روش حضرت مسيح پايدار بودند. و جملگى بعد از حضرت مسيح تصميم گرفتند به اينكه طبق روش حضرت مسيح ازدواج نكنند، جا و منزل براى خود تهيه نكنند، و در شهرى اقامت نگزينند؛ بلكه براى دعوت مردم به دين و آيين حضرت مسيح پيوسته در سفر بوده، از اين شهر به آن شهر و از اين قريه به آن قريه كوچ كنند و رهبانيت و اعتزال را پيشه گيرند. خداوند متعال هم بااينكه مبناى رهبانيت را تشريع نفرموده است، ليكن از آن راضى شد:
(ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ).*
ولى آنان چنانكه بايدوشايد آداب و شرايط رهبانيت را مراعات نكردند و از عهده انجام آن برنيامدند.
بارى، حواريون دعوتشان را انجام دادند و توسعه دادند و يك دعوت كامل در دنيا برقرار ساختند.
تلميذ: آيا عدم ازدواج حضرت مسيح دليل بر نقصان نيست؟
علّامه: دليل بر نقصان نيست، بلكه دليلى بر روحيّت و نورانيت حضرت عيسى بوده است، چون با اين نشئه ابداً تماس حاصل نكرد و ازدواج ننمود و سكنى و خانه نگرفت؛ يك موجوديت خاصى داشت. ولى حضرت رسول اكرم جامعيت داشتند، از آثار و خصائص اين نشئه بهنحو اوفى برآمدند؛ و بالاخص سنت ازدواج از خصائص رسولالله است.﴿ وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)﴾.
(*) آيه ٢٧، از سوره ٥٧: الحديد.
پس بهدنبال آثار آنان، رسولان خود را فرستاديم. و عيسىبنمريم را بهدنبال آنان فرستاديم و به او انجيل را داديم، و در دلهاى پيروان او رأفت و رحمت قرار داديم؛ و ديگر، رهبانيتى كه آن را ابداع كردند و ما آن رهبانيت را بر آنان ننوشتيم مگر براى بهدست آوردن رضاى خداوند، ليكن آنطور كه بايدوشايد حقّ آن را رعايت نكردند. و ما به كسانى از آنان كه ايمان آورده بودند اجر و مزدشان را داديم و بسيارى از آنان نيز از فاسقين هستند.
(***) آيه ٢١، از سوره ٣٠: الرّوم.
و از آيات خدا اين است كه از خود شما براى شما جفتهايى آفريده است تا در پناه آنان آرامش بگيريد و خداوند بين شما مودت و رحمت قرار داد، بهدرستىكه در اين جهت نشانههايى است براى گروهى كه تفكر كنند.» - جهت اطلاع بيشتر پيرامون ديدگاههاى نادرست افراد نسبت به پيامبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم، رجوع شود به اسدالغابة، ج ٣، ص ١٥٥؛ انساب الأشراف، ج ١، ص ٣٥٨؛ الإرشاد، ج ١، ص ١٥٣.
- تفسير بيان السّعادة، ج ٤، ص ٩٩:

