دیدگاه توحیدى اهل ذكر
7منبابمثال اگر فردی بخواهد در خیابان راه برود و چشمش را ببندد، سرش به سنگ میخورد و در چاله میافتد، و اگر باز كند، با منظره وقیح و قبیحی مواجه میشود كه در نفسش تأثیر میگذارد و مانع از رسیدن او به كمال میشود؛ اینجاست كه این مكتب به بنبست میرسد و چون به كمال رسیدن حقّ طبیعی برای فردفرد افراد جامعه است، هیچ چارهای جز اینكه خود را با مكتب اسلام وفق دهد، ندارد.
اگر كسی نخواهد به كمال برسد، كسی با او كاری ندارد؛ اما آیا عقل و فطرت نسبت به فردی كه قصد رسیدنِ به كمال دارد، اقتضاء نمیكند كه آن شرایط را داشته باشد؟! حقّ طبیعی فرد در یك مجلس این است كه به مقدار وجود خود از فضای آن مجلس تنفس كند؛ حال اگر شخصی مرتب سیگار دود كند، این عمل با خواست منطقی دیگران تعارض دارد و از نظر عقل و منطق خلاف است. اگر این شخص در فضای باز بیابان آنقدر سیگار بكشد تا بمیرد، كسی با او كاری ندارد؛ اما اگر بخواهد در جمعی حضور داشته باشد، بهاندازه تنفس یك فرد، حقّ استفاده از فضا را دارد، نه بیشتر؛ درغیراینصورت محكوم خواهد بود.
اگر فردی بخواهد در یك فضای عمومی ورزش كند، چون ورزش كردن انرژی زیادی را مصرف میكند و تنفس زیادی میطلبد، باید از این فضایی كه برای همه به یك میزان قابل استفاده است، به فضای آزاد دیگری برود!
رسیدن به كمال و علم، حقّ طبیعی فردی است كه میخواهد عالم شود؛ حال اگر فرزند خانواده فقیری نمیتواند وارد مجامع علمی شود، دولت باید زمینه را برای او آماده كند، نه اینكه رسیدن به این مراتب به یك عده افراد پولدار اختصاص داشته باشد. دفاع از كیان اسلام، حقّ ملزم تمام افراد جامعه برحسب مراتب و اولویت آنهاست؛ اگر كسی بخواهد این حقّ طبیعی را با پول بخرد، محكوم است.

