دیدگاه توحیدى اهل ذكر
6بهطوركلی اگر فردی بخواهد استعدادهایی را كه خداوند در او قرار داده است به فعلیت تامّه برساند، باید شرایط جامعهای كه در آن قرار گرفته، مُعدّ و مُمدّ او باشند؛ اگر آن شرایط با استعدادهای او در دو قطب مثبت و منفی قرار گیرند، امكان ندارد فرد به آن هدف غایی برسد.
لزوم فراهمسازی شرایط كمالی انسان در حكومت اسلام بر فرض مخالفت اكثریت
بنابراین، حكومت اسلام باید امنیت و دیگر شرایط و قوانین مربوط به یك حكومت عدل را برای افرادی كه میخواهند به كمال برسند، فراهم آورد. اگر وصول به كمال و به فعلیت رسیدن، حقّ فطری و مسلّم یك فرد است، باید شرایط برای همان یك فرد آماده باشد، گرچه میلیونها نفر دیگر بگویند: «ما این شرایط را نمیخواهیم»؛ و اینجاست كه مسئله دموكراسی (كه بر نظر اكثریت استوار است) و مسئله لیبرالیسم (كه بهمعنای آزادیخواهی و حركت توده مردم براساس خواستهای بدون حدّومرز است) زیر سؤال میرود.
تنافی مفاد نظریه لیبرالیسم با هدف ایجاد آن
جالب است كه لیبرالها خود نیز نمیدانند چه معنایی را از لیبرالیسم قصد میكنند؛ اگر منظور بدون حدّومرز حركت كردن است گرچه خواستها و تمنیات شخص با خواستهای دیگران تعارض پیدا كند، دراینصورت نفس تمنّی لیبرالیسمدر یك جامعه، اقتضای براندازی خود آن شخص را دارد! زیرا همانطور كه او تقاضای رسیدن به خواستهای خود را دارد، دیگری نیز چنین تقاضایی دارد و این دو با یكدیگر تعارض پیدا میكنند؛ بنابراین صرف ارائه این طرح، موجب انتفاء و انعدام ارائهدهنده طرح خواهد بود.
اما اگر منظور تحقق خواستهای شخص در محدوده عدم تعارض با دیگران باشد، سؤال ما از این مكتب این است كه «عدم تعارض با خواست دیگران» چه تعریفی میتواند داشته باشد؟ اگر منظور امنیت داشتن در همان سه بُعدِ مورد نظر ماست، این همان اسلام است؛ اگر منظور این است كه شخص بتواند به هر كیفیتی در اجتماع ظاهر شود، این مسئله با منافع دیگران كه میخواهند استعدادهای خود را به فعلیت برسانند در تعارض واقع میشود.

