دیدگاه توحیدى اهل ذكر
3فعلیت یافتن تمام استعدادهای نهفته بشر در سایه اسلام
كمال اسلام به این است كه تمام شرایطی كه در سایه آن، استعداد نهفته بشر به فعلیت میرسد، در اسلام وجود دارد.
ضرورت وجود ابعاد مختلف امنیتی در جامعه، برای وصول به كمال
شكی نیست كه انسان برای رسیدن به هدف غایی كمالی خود، به امنیت احتیاج دارد؛ اگر سالك در شهرش امنیت نداشته باشد، چطور ممكن است عبادت كند و راه خدا را برود؟! وقتی ممكن است دزد خانهاش را بزند و كسی هم نیست كه جلوگیری كند، چطور ممكن است شب از خواب برخیزد و نماز شب بخواند؟!1 در شهری كه خود متصدیان امور با دزدها همدست باشند، دیگر امنیت وجود ندارد؛ شخصی را میكشند و كسی نیست كه دادخواهی كند؛ منزلی غارت میشود و كسی نیست كه پیگیری كند؛ همسایه موجب اذیت و آزار همسایهاش میشود و كسی نیست كه جلوگیری كند.
حكایتی پیرامون جلوگیری رسول خدا از تضییع حقوق شهروندان
در روایتی بهنقل از امام باقر علیهالسّلام آمده است:
در زمان پیغمبر اكرم سَمُرَةبنجُندَب درختی در باغ مردی انصاری داشت؛ او مرتباً بدون اینكه در بزند و اجازه بگیرد، وارد باغ و منزل مرد انصاری میشد و به درختی كه در آنجا داشت رسیدگی میكرد.
انصاری به او گفت: «تو گاهوبیگاه و بدون خبر در حالی بر ما وارد میشوی كه ممكن است كراهت داشته باشیم ما را در آن حال بنگری؛ هروقت خواستی وارد شوی، اجازهای بگیر تا ما خود را بپوشانیم!»
سمُره گفت: «من چنین كاری نخواهم كرد؛ این درخت مال شخصی من است وحق دارم كه به آن سركشی كنم و اجازه هم نخواهم گرفت!»
مرد انصاری خدمت رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رسید و از او شكایت نمود. پیغمبر اكرم سمُره را طلبیدند و به او فرمودند: « (ای سمُره چرا وقتیكه میخواهی وارد خانه برادرت شوی دَقُالباب نمیكنی و همینطور سرزده وارد میشوی؟! گرچه این درخت، درختِ توست ولیدر حیطه تصرف تو، دیگران هم دخالت دارند؛ همانطور كه تو در اینجا حقّ استفاده داری، دیگران هم حقّ استفاده دارند و تو با این كار آنها را از این حق محروم میكنی) پس هرگاه خواستی بهسراغ درخت خود بروی اجازه بخواه و بعد وارد شو!»
- در بسيارى از ممالك خارجى خود افرادى كه در سازمانهاى مخفى و غيرمخفى هستند با رؤسا همدست هستند؛ آنها در سطح بالا و اينها هم در سطح پايين مشغولاند!

