تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
5این ساعت كوكی بنده بهوسیله انرژی مكانیكی كه در فنر و چرخدندههایش وجود دارد حركت میكند؛ گرچه این انرژی یك واقعیت و حقیقت است ولی قابل نشان دادن نیست و فقط میتوان فنر و چرخدهندهها را نشان داد.
دیدگان ما نیز نمیتواند حقیقتی را كه تمام موجودات عالم را زیر پوشش خود قرار داده و ساپورت میكند، مشاهده نماید؛ زیرا آن حقیقت در پشت پرده نهفته و از چشمان ما مخفی گشته است. آنچه ما میبینیم زید است كه هنگام صبح لباس بر تن میكند و موهایش را شانه میزند و بهطرف خیابان بهراه میافتد، و چنین مینماید كه من راه میروم و قدرت و انرژی دارم؛ اما آیا میتواند این انرژی را تا شب نگه دارد و یا در هنگام برخورد با یك موتور بر روی زمین نیفتد و به بیمارستان منتقل نشود؟!
داستان اهانت تیمورتاش به ملای رومی
در زمان حكومت رضاشاه، شخص فاضلی بهنام «علیاصغر حكمت» وزیر فرهنگ و معارف، و «محمدعلی فروغی» رئیسالوزرا بود. وزیر دربار نیز فردی بهنام«تیمورتاش» از نواحی بجنورد بود كه حتی از محمدعلی فروغی نخستوزیر نیز اقتدار بیشتری داشت. جناب علیاصغر حكمت در خاطرات خود حكایتی را نقل میفرمایند و میگویند:
یك روز میخواستم برای عرض سلام و تبریك، خدمت اعلیحضرت برسم و در ضمن بهمناسبت چندصدمین سال تولد مولانا جلالالدّین محمد بلخی، برای برگزار كردن یادواره و سمینار اجازه بگیرم.
وقتی به دربار وارد شدم، هنوز رضاشاه نیامده بود و جناب تیمورتاش درحالیكه چوب تعلیمی خود را در دست گرفته بود، حركت میكرد و در فاصله یكمتری او فروغی كه اصلًا جرئت نزدیك شدن به او را نداشت راه میرفت. او در همان حالی كه جلوتر راه میرفت، به فروغی كه پشت سرش بود، میگفت: «ما دستور دادیم فلانكار و فلانكار را انجام دهید؛ چه اقداماتی انجام دادید؟» و بعد میایستاد. فروغی هم در یكمتری او میایستاد و گزارش میداد و میگفت: «بله قربان! ما چنینوچنان كردیم!»1 دوباره او حركت میكرد و محمدعلیخان فروغی هم با یكمتر فاصله حریم را حفظ میكرد.2
- اينهمه دنگوفنگ در موردِ وزير دربار رضاخان بود! واقعاً بايد به خدا پناه برد كه چقدر غفلت، بشر را فرا مىگيرد.
- بااينكه فروغى داراى درجات و موقعيتهاى ممتاز مادى و رئيس فراماسونرى در ايران بود، اما در مقابل تيمورتاش اينقدر ذليل و بيچاره بوده است!

