تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا
3اگر از جهات علمی و مراتب عِلّیت در توالد و تناسل صرفنظر كنیم، حدّاقل باید بگوییم تولد ما در دست پدر و مادر ما بوده است؛ آنوقت چطور ممكن است كه خداوند متعال ما را به این دنیا آورده باشد و بعد هم خودش دنیا را مذمت كند؟! این معنا برخلاف غایت از صنع و هدف از علّیت است. بنابراین، منظور از دنیا كه از «دنی» و بهمعنای دنائت و پستی است 1 استقلالبخشیدن و جدا دانستن آن از سایرعوالم علوی است.
آنچه حقیقت اشیاء را بواقعیتهِوحقیقتهِ برای انسان منكشف میكند، همان جنبه ربطی مخلوقات با حضرت حق است كه جمیع آنها را متحقق كرده و از عدم بهوجود آورده و به آنها لباس هستی پوشانده است؛ بهطوریكه اگر آن جنبه ارتباطی را از اشیاء بگیریم دیگر برای موجودات چیزی باقی نمیماند.
این مسئله اختصاصی به عالم ماده ندارد، و تمام خلایقِ عوالم عِلوی و مادی2 مشمول این قاعده و قانون هستند؛ بهنحویكه چون خلقت آنها از حضرت حق است، بدون عنایت او حدوثاً و بقائاً عدم محض خواهند بود. تمامی عوالم، هم ازنقطهنظر اصل پیدایش و خلق و هم ازنقطهنظر حیات و دوام، متّكی به ذات اقدس او هستند، و با یك لحظه عدمِ عنایت، بهكلی عدم بر وجود آنها حاكم میشود: «اگر نازی كند از هم فرو ریزند قالبها.»3
حال طبعاً بر این موجوداتی كه اصل وجود آنها از حضرت حق است، آثاری نیز مترتّب است؛ مثلًا بر ملائكه كه همگی در اصل وجود از حضرت حق متحقق شدهاند و در عالم اعیان وجود پیدا كردهاند آثاری چون علم، نور، بهاء، عقل، تدبیر، صفا، عبادت، مَجد، كرامت، عظمت، جلال و جمال مترتّب گشته كه تمام آن آثار بهتبعِ آن وجود، از جناب حقّ متعال است.
باتوجهبه این نكته روشن میشود كه تمام موجوداتی كه در عالم وجود ازحضرت حق تراوش میكنند، موجوداتی متدلّی و متّكی به حضرت حق هستند؛ نه مثل یك اتومبیل كه وقتی از خطّ تولید كارخانه ماشینسازی خارج میشود دیگر حركت آن به كارخانه ارتباطی نداشته و به بنزین و راننده بستگی دارد، و نه مثل خانهای كه بعد از اتمام بنا دیگر به مهندس و بنّا نیازی ندارد.
- لسان العرب، ج ١٤، ص ٢٧٣.
- به عالمى كه ماده و صورت ندارد عالم عِلوى، و به عالمى كه ماده ندارد ولى صورت دارد عالم مثال و ملكوت، و به عالمى كه داراى صورت و ماده باشد عالم ماده گفته مىشود؛ تمام اين عوالم (همين عالم مادهاى كه مشاهده مىكنيم و عوالم مافوق آن) مشمول قانون ربط با حضرت حق مىباشند.
- ديوان بيدل شيرازى:
بهمحض التفاتى زنده دارد آفرينش را *** اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها

