در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر ذكر در قطع تعلق از شئون دنیا

2
  •  

  •  

  • أعوذُ باللَه منَ الشّيطانِ الرّجيم‌

  • بسمِ اللَه الرّحمنِ الرّحيم‌

  • الحمدُ لِلّه ربِّ العالمينَ و الصّلاةُ و السّلامُ على أشرفِ المرسلينَ‌

  • وخاتمِ النّبيّينَ أبى القاسمِ محمّدٍ و على آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرينَ‌

  • واللعنةُ على أعدائِهم أجمعين‌

  •  

  •  

  • بحث در این فقره شریفه از كلام امام صادق علیه‌السّلام به عنوان بصری بود كه حضرت می‌فرمایند:

  • مَعَ ذلكَ لى أورادٌ فى كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَيلِ و النَّهارِ، فَلا تَشغَلنى عَن وِردى؛ «من در ساعاتی از شب و روز به اوراد و اذكاری مشغولم، پس تو مرا از ذكر و وِردم باز ندار.»

  • راجع‌به علت لزوم ذكر و نقش آن در ترقی انسان به كلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در نهج‌البلاغه اشاره‌ای شد و مطلب ناتمام ماند.

  • اهل ذكر در كلام بلند امیرالمؤمنین علیه السّلام‌

  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در نهج‌البلاغه راجع‌به خصوصیت ذكر می‌فرماید:

  • وإنَّ لِلذِّكرِ لَأهلًا أخذوهُ مِنَ الدّنيا بَدَلًا، فَلَم تَشغَلهُم تِجارَةٌ و لا بَيعٌ عَنهُ.1«برای ذكر و یاد خداوند متعال عده‌ای هستند كه به‌جای فرورفتن در دنیا و ممارست با هواهای نفسانی و وصول به مشتهیات، ذكر و یاد حق را انتخاب كرده و برگزیده‌اند؛ و هیچ تجارت و معامله‌ای آنان را از خدا و ذكر او به‌خود مشغول نمی‌كند.»

  • مقصود روایات از دنیای مذموم‌

  • آنچه ما از عبارات نهج‌البلاغه و كلمات بزرگان نسبت به دنیا متوجه می‌شویم، با معنای متبادر به ذهن ما متفاوت است؛ زیرا منظور از دنیای مذموم در عبارات بزرگان، صِرف زندگی و طی عمر در عالم ماده یا كره زمین و خورشید و ستارگان و سیارات و ثوابت و كهكشان‌ها نمی‌باشد.

  • منظور ائمه و اولیاء از نهی مردم از فرورفتن در دنیا در روایاتی نظیر آنچه از پیغمبر اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم مروی است كه فرموده‌اند:

  • «الدُّنيا مَلعُونةٌ و مَلعُونٌ مَن فيها؛2این دنیا و هركس كه در آن است ملعون است» زندگی دنیا نیست، و طبیعتاً شخص رسول خدا و ائمه علیهم‌السّلام در این دنیا زندگی می‌كرده‌اند. اگر منظور زندگی در این دنیا باشد، باید گفت كه این زندگی (تولد، حیات و موت) در اختیار مردم نبوده و نیست.

    1. نهج البلاغة (عبده) ج ٢، ص ٢١١.
    2. ارشاد القلوب، ج ١، ص ١٤.