انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
6ما گفتیم: خُب بلند شو برویم پیش حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام، آنجا برو درد دلی میخواهی بکن!
تابستانی گرم بود، با ایشان از مسجد کوفه آمدیم به نجف و من کنار صحن نشسته بودم روی این سنگهای داغ! و ایشان رفت داخل حرم، برای اینکه پیش امیرالمؤمنین علیه السّلام گِله کند. وقتی برگشت داخل کفشداری، دید کفشش را بردند! با پای برهنه و بیکفش، روی این زمین آمد و گفت: «این هم امیرالمؤمنینت! ما بیچاره شدیم، دیگر چهکار کنیم!»
حالا هیچ خبری نیست ها! فقط یکخورده جلوی روزی گرفته شده است.
خدا به آدم میخواهد بفهماند: چه میگویی؟! هر بلایی به من میخواهی بدهی، بده؟! این حرف چیست؟! آدم در دعای کمیل میخواند که:
فَهَبنی [یا إلٰهی و سَیّدی و مَولایَ و رَبّی] صَبَرتُ عَلیٰ عَذابِکَ، فَکیفَ أصبِرُ عَلیٰ فِراقِکَ؟! و هَبنی صَبَرتُ عَلیٰ حَرِّ نارِکَ، فَکیفَ أصبِرُ عَنِ النّظَرِ إلیٰ کَرامَتِکَ؟!1
«خدایا فرض کن در عقابی که به من میکنی و در آتشی که به من میریزی، صبر کنم، من صبر میکنم؛ امّا چگونه من از تو دور باشم؟! فرض کن که مرا در آتش بیندازی و به عقوبات خودت و به گرمی آتشت مبتلا کنی، من صبر میکنم؛ امّا چگونه صبر کنم از آن نظر رحمتی که تو بر من میاندازی، و اگر نیندازی من چه کنم؟!»
اینها را مولا امیرالمؤمنین میخواند، ما هم میگوییم: یا اللَه! بهشت برای بچّههاست! ما که نباید از خدا بهشت و حورالعین و درخت و این چیزها بخواهیم؛ ما باید کمال بخواهیم. ترس از آتش، برای افرادی است که بین آنها و بین پروردگار بینونت و جدایی است؛ ما که گل سر سبد عالمیم و از این مراحل گذشتیم و عبور کردیم، دیگر لقاء خدا و وصول و... را میخواهیم ترس از جهنّم دیگر کار ما نیست. نمیبینید مولا امیرالمؤمنین در دعای کمیل چه میفرماید؟! دو سه تا از این فقرات هم بیان میکنیم و معنا میکنیم و میپیچیم و پرونده را روی هم میگذاریم و تمام شد، خیال می کنیم که با [صِرف] گفتار، مسئله تمام است. میگوید: بسماللَه، بفرما! این حرفهایی که زدی بیا استنطاق کن! آخر برای این کلاسی که طی کردی، حالا اینجا امتحان بده ببینیم نمرهات چند میشود؟!
- مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج ٢، ص ٨٤٧؛ إقبال الأعمال، ج ٢، ص ٧٠٨. فقراتی از دعای شریف کمیل.

