انواع ابتلائات براى تربیت سالكین راه خدا
4رعایت ادب در توصیف پروردگار و مناجات با خدا
ادب: یعنی استوار بودن در مقام. انسان کلامی زیاد نگوید، کم نگوید، مولا و خدای خود را به یک اوصافی که خودش قائل نیست و خودش متحمّل نیست، توصیف نکند آنطور خدا را توصیف کند که واقعاً معتقد است، نه بیشتر؛ ولو اوصاف خدا بیشتر است، امّا او توصیف نکند.
نگوید خدایا قربانت شوم! خُب میگوید: بیا بشو! چه کسی میخواهد قربان بشود؟! خودت گفتی قربانت شوم دیگر! حالا آدم برای رفیق بگوید قربانت شوم، مهم نیست؛ چون هیچوقت او نمیگوید بیا بشو! و اگر بنا بود که عالم دنیا هم مانند عوالم دیگر، هر حرفش روی حساب و کتاب بود و این کلمات بر منصّۀ حقیقت مینشست و موضع خودش را پیدا میکرد، آنوقت معلوم میشد اینهایی که قربان همدیگر میشوند، بین مشرق و مغرب بینشان فاصله است و از همدیگر دور میشوند!
خدایا تو چنینی، تو چنانی! ما را عذاب کن، امّا آنچه ما میخواهیم به ما بده! ما را بِبر در جهنّم، امّا از رحمتِ ملاقات و زیارت خودت ما را دور مکن! هر عذابی و هر مسکنتی به ما بدهی ما راضی هستیم، امّا ما را به مقام فنا و به مقام وصل برسان و ما را به جمال خودت نائل گردان! خدا میگوید: چه میگویی؟! هر عذابی میخواهی، تو را عذاب بکنم و هر بدبختیای به تو بدهم؟ بسم اللَه، حاضر باش! تعارف که ندارد.
حکایتی از آیة اللَه سیّد جمالالدّین گلپایگانی در آداب مناجات با خدا
مرحوم آقای آقا سیّد جمالالدّین گلپایگانی ـ رحمة اللَه علیه ـ از علمای بزرگ نجف بود و مرجع تقلید بود، و دارای اخلاق بود، دارای علم بود، دارای ادب بود، مرد سالک و مراقبی بود؛ ایشان به خود بنده میگفت:
من میرفتم این حلقههای امیرالمؤمنین علیه السّلام را میگرفتم و تکان میدادم و میگفتم: هر بدبختی و هر بلایی میخواهید به سر من بیاورید، بیاورید، ولی آن حاجتی که من میخواهم بدهید!

