در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

4
  • فصل گلم، تمام به آه و فغان گذشت‌***چون بگذرد خزان، كه بهارم چنان گذشت‌
  • بدنامی حیات دو روزی نبود بیش‌***آن‌هم كلیم با تو بگویم چسان گذشت‌
  • یك روز صرف دادن‌1 دل شد به این‌وآن‌***روز دگر به كندن دل زین و آن گذشت‌2
  • روزی دل به ریاست می‌بندند و برای رسیدن به این مسند، حزب تشكیل می‌دهند تا حزبی بر حزب دیگر غلبه كند و از مردم رأی بگیرند، اما هنوز مدتی نگذشته و آب گوارای سلطنت و ریاست از گلوی آنها پایین نرفته كه ناگهان این مدت به‌سر می‌رسد و یا اینكه می‌گویند: فلان آقا به سرطان خون یا امراض دیگر مبتلا شده است.

  • حكایت خواستگاری جوان خاركن از دختر پادشاه‌

  • در روایتی كه نقل آن بی‌مناسبت نیست آمده است:

  • روزی حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه‌السّلام با برخی از حواریین به نزدیكی شهری رسیدند و در راه گنجی را یافتند. حواریون به حضرت عیسی گفتند: «به ما اذن بده كه در اینجا بمانیم و با به‌دست آوردن این گنج، از ضایع شدن آن جلوگیری كنیم.» (واقعاً عجیب است بااینكه گنج واقعی در كنار حواریون نشسته است، چگونه به‌سراغ گنج مادی می‌روند!) دراین‌حال حضرت عیسی فرمودند: «شما اینجا بمانید؛ من گنجی در شهر سراغ دارم كه به‌دنبال آن می‌روم.»

  • حضرت عیسی وارد شهر شد و به منزل بسیار محقّری رسید و در زد. پیرزنی در را باز كرد؛ حضرت فرمود: «من امشب در این شهر غریب، میهمان تو هستم؛ آیا غیر از تو فرد دیگری هم در این خانه زندگی می‌كند؟» عرض‌كرد: «بله، فرزندی دارم كه در كودكی پدرش از دنیا رفته است و كار او این است كه به صحرا می‌رود و خار جمع می‌كند و می‌فروشد؛ و معیشت ما از این راه می‌گذرد.»

  • پیرزن كه آثار عظمت و بزرگی آن حضرت را احساس كرده بود محلی را برای استراحت آماده نمود و هنگامی كه پسرش از راه رسید، به او گفت: «نور هدایت و صلاح از جبین این مرد ساطع است؛ پس چه خوب است كه كمر به خدمت او ببندی و هم‌صحبتی با او را غنیمت شماری و مسائل خود را با او مطرح نمایی.»

    1. خ ل: بستن.
    2. ديوان كامل كليم كاشانى، ص ١٣١. مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٢٧:
      «مرحوم آيةالله انصارى همدانى- رضوان الله عليه- شعر زير را زياد براى رفقا به‌عنوان نُصح و اندرز قرائت مى‌نمودند: فصل گلم تمام به آه و فغان گذشت ....»