تأثیر ذكر در جلاى قلب
7وقتی روز سوم حضرت عیسی برای خداحافظی نزد او آمدند، پرسید: «ای مرد حكیم، حقاً كه بر گردن من حقوقی دارید كه من نمیتوانم شكر یكی از آنها را بهجا آورم؛ اما در شب گذشته امری بر قلب من عارض گشته كه اگر پاسخ نگویید از هیچیك از آن نعمات نمیتوانم بهره ببرم!» فرمود: «و آن چیست؟»
عرض كرد: «شما با وجود این قدرتی كه میتوانید همه اشیاء را در تحت تسخیر و اراده خود درآورید و توانستید مرا در مدت دو روز از خسّتِ خاركن به رفعتِ پادشاهی برسانید، چرا برای خود كاری نمیكنید و من شما را با این وضع و حال میبینم؟!»
وقتی در این سؤال اصرار كرد، حضرت عیسی به او فرمودند:
إنّ العالِمَ باللَه و بِدارِ كرامتِهِ و ثوابِهِ و البصيرَ بِفِناءِ الدّنيا و خِسَّتِها و دِنائَتِها، لايَرغَبُ إلى هذا المُلكِ الزّائِلِ و هذهِ الأمورِ الفانيةِ؛ و إنَّ لَنا فى قُربِهِ تعالى و مَعرِفَتِهِ و مَحبَّتِهِ لَذّاتٍ رَوحانيَّةً لا نَعُدُّ تِلكَ اللَذّاتَ الفانيةَ عِندَها شَيئًا.
«كسی كه به خداوند و دار كرامت و جزای او علم و آگاهی پیدا كند و به فناء دنیا و خسّت و پستی آن بصیر گردد، به این پادشاهی زائلشدنی رغبت نمیكند؛ و تحقیقاً كه برای ما در حال قرب و معرفت و محبت خداوند تبارك و تعالی لذّاتی روحانی است كه ما این لذّات فانی را در قبال آن چیزی بهحساب نمیآوریم!»
وقتی حضرت برای او عیوب و آفات دنیا، و نعمات و درجات آخرت را بیان فرمودند، گفت:
فَلِىَ عليكَ حُجّةٌ أُخرى: لِمَ اختَرتَ لِنَفسِكَ ما هُوَ أولى و أحرى و أوقَعتَنى فى هذهِ البَليَّةِ الكبرى؟!
«حال با این مطلب حجت دیگری برای من پیدا شد: چرا برای خودت امر بهتر و شایستهتر را برگزیدی و مرا در این بلیه كبری گرفتار كردی؟! (و به آن گنجی كه خود داشتی دلالت ننمودی؟!)»
حضرت عیسی فرمود:
إنّما اختَرتُ لَكَ ذلك لِأمتَحِنَك فى عَقلِكَ و ذَكائِك و لِيَكونَ لَكَ الثَّوابُ فى تَركِ هذِهِ الأمورِ المُيَسَّرةِ لَكَ أكثَرَ و أوفَى، و تَكونَ حُجَّةً على غَيرِك.

