در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

تأثیر ذكر در جلاى قلب‏

3
  • بنای دنیا بر افتراق در امر رفاقت و ازدواج‌

  • یكی از مواردی كه انسان بدان اتّكا دارد رفیق است. هیچ فردی در این دنیا از رفاقت بی‌نیاز نیست؛ لذا هركسی در هر امر و حرفه و مِهنه‌ای (رفیق در تجارت و كسب‌وكار، درس و بحث و مسائل علمی) طبعاً دوستان و رفقایی پیدا می‌كند.

  • توصیه امیرالمؤمنین درباره رفیق‌

  • به‌دست آوردن رفیق مفید، مسئله خلافی نیست و در روایات و شرع بسیار توصیه شده است. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید:

  • أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عن اكتِسابِ الإخوانِ، و أعجَزُ مِنهُ مَن ضَيَّعَ مَن ظَفَرَ بِهِ‌منهُم؛1 «عاجزترين و بيچاره‌ترين مردم كسى است كه نتواند رفيق مناسب با حال خود را پيدا كند؛ و بدبخت‌تر از او كسى است كه وقتى چنين شخصى را پيدا كرد، به او پشت‌پا بزند و او را از دست بدهد.»

  • اجمال مطلب آنكه منظور از رفیق، كسی نیست كه انسان را از راه بیرون بَرَد و موجب انحطاط و انحراف شود و مسائل دنیوی را برای انسان آورَد، بلكه مقصود رفیقی است كه انسان مسائل مختلفی را با او درمیان گذاشته و از هر جهت میزان تهیؤ و آمادگی او را برای مجالست و همنشینی امتحان كرده است؛ رفاقت با چنین شخصی برای انسان مغتنم است.

  • حال، می‌بینیم رفاقت با همین رفیقی كه از هر نظر برای انسان مناسب و قابل اعتماد است و می‌توان نسبت به او سرمایه‌گذاری كرد و دل سپرد، ثبات و دوام ندارد و بالاخره بعد از گذشت مدتی یا پیك اجل دست انسان را از او كوتاه می‌نماید یا به‌واسطه مسئله‌ای جزئی انسان را رها می‌كند و هرچه انسان می‌گوید: مگر ما چه كرده‌ایم و چه خطایی از ما سر زده است، فایده‌ای نمی‌بخشد.

  • شكی نیست كه انسان در این دنیا بنا بر قاعده حفظ و استمرار در بقاء نسل، باید ازدواج كند؛ اما گاهی ممكن است از همان ابتدا بنای ناسازگاری گذاشته شود و زوجین به مشكل بربخورند و یا اگرچه در روزها و ماه‌های اول بگویند: «ما یكدیگر را درك كرده‌ایم» ولی پس از مدتی این درك كردن‌ها به مشاجرات و اختلافات منجر شود و شیرینی ماه‌عسل به ترشی مبدل گردد! گاهی نیز ممكن است زندگی هر دو بر وفق مراد باشد ولی به‌طوركلی بنای دنیا بر عدم ثبات است؛ دو روزی مصاحبت و اقتران، و روز دیگر جدایی و افتراق است. كلیم كاشی می‌گوید:

    1. نهج البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٤٠.