معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
8در احوالات رهبر سابق چین -مائو- در آنجا من یک وقت میخواندم که نوشته بودند ایشان هر شب را با یک نفر، آن هم با افراد شوهر نکرده و دوشیزه میگذراند. این نه از این باب بود که اینها به زور و به جبر و به اجبار بر افراد یک همچنین مسئلهای را تحمیل میکردند، نه اینطور نبود. شخصیّت چنان اینها را مقهور میکرد که اصلاً اینها در قبال یک همچنین قضیّهای بدون اختیار بودند. با کمال میل و با کمال رغبت و انگار اصلاً به عرش و آسمان هفتم سفر کردند؛ وقتی میدیدند [طرف آنها] رهبر چین، رهبر یک مملکت یک میلیارد جمعیتی، یک همچنین شخصی است! اصلاً ذهن اینها و فکر اینها ربوده میشد و این بسیار مسئله مهمّی است که تبلیغات چگونه اختیارات انسان و عقل انسان را میرباید، بهنحویکه انسان خود را مقهور آن شخصیّت میبیند و هیچگونه تملّکی نسبت به اعمال و افعال خودش ندارد.
یکی از همین مسائل که نقل میکنند راجع به هیتلر است. میگویند او یک عدّه جوان، نوجوان - مراهِق، غیر بالغ- را طوری را تربیت کرده بود که اینها نارنجک به دست میگرفتند و زیر تانک میرفتند و وسائل ارتش متّفقین را منهدم میکردند. وقتی که آنها هجوم آورده بودند در بِرلَن و روزهای آخر بود که دیگر نزدیک بود به آن ساختمانی که خودش در آنجا حضور داشت برسند، بهواسطه همین بچههای نابالغ، چند روز جلوی حمله متّفقین را گرفته بود. آیا این عمل فی حدّ نفسه صحیح است؟ یعنی فرض بکنید حالا یک بچّهای که درکی از قضایا ندارد و او در تحت تأثیر قوای تبلیغی یک نفر قرار بگیرد و بعد بیاید و خودش را فدا کند، خودش را جلوی مسلسل و تفنگ [قرار دهد] و به زیر تانک ببرد و از بین ببرد!
از نقطه نظر عقل و میزان تعقّل، چه جایگاهی ما میتوانیم برای این عمل تصویر کنیم؟ این ارزشی ندارد. الآن بعضی از انواع موسیقیها هست که اگر این موسیقی را پخش کنند، انسان بیخود میشود و اصلاً اختیار از کف میدهد و بدون اینکه خودش متوجّه بشود، خود را در یک موقعیّت هلاکتی قرار میدهد. خوب این فایدهای ندارد. مثل این است که شما یک نفر را هیپنوتیزمش کنید، مانیهتیزمش کنید، اختیار و قدرت را از او بگیرید و بعد او را بفرستید: «برو اینکار را انجام بده!» و اصلاً یکی از احکام شرعی که ما داریم این است که اگر یک شخصی این عمل را انجام بدهد، با آن مباشر -یعنی آن فاعل- هیچ کاری نمیکنند؛ هیچ! بلکه آن شخصی که مسبّب بود آن را میگیرند اعدامش میکنند و از او فرض کنید که دیه میگیرند، او را قصاص میکنند. آن مسائل جزائی که مترتّب بر آن عمل هست، آن را نسبت به او انجام میدهند. چرا؟ چون این مباشر اختیار ندارد.

