معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
7سلوک یعنی عمل بر اساس تشخیص حق و نه تحت تأثیر شخصیت دیگران
اگر یاد شریف رفقا باشد من در چند جلسه قبل به خاطر دارم در طهران عرض کردم که اصلاً سلوک یک معنای دیگری دارد. سلوک یعنی عمل بر طبق آنچه که انسان حقّ تشخیص میدهد و عمل کند، این را میگویند سلوک. منتها در اینجا ما یک معیارهایی داریم که وقتی در آن طرف قضیّه میرویم، میبینیم معیارها تفاوت پیدا میکند. حسابها عوض می شود. مطالب تغییر پیدا میکند. آن کسی که دنبال حقّ میرود، در آن موقعیّتی که به دنبال حقّ است، شیعه امیرالمؤمنین است. در آن وقتی که متحقّق به حقّ است در آن موقع شیعه امیرالمؤمنین است. امیرالمؤمنین چه می فرماید؟ امیرالمؤمنین می فرماید: در هر قدمی که میخواهی بروی، آن قدمت را با تأمّل بردار؛ با فکر بردار. آن قدمت را با تعقّل بردار و حرکت کن. به دنبال شعار نرو. به دنبال هیاهو حرکت نکن. مسحور شخصیّت فرد نباش. انسان اگر مسحور شخصیّت یک شخصی بشود، قوه عاقله او از بین میرود.
بسیاری از افراد هستند مطالبی را که انجام میدهند ولو اینکه مطالب، مطالب حقّ است، چون مسحور شخصیّت واقع شدند، [تحت تاثیر شخصیت] دنبال حقّ میروند و این فایده ندارد، هیچ ارزشی ندارد. انسان در یک موقعیّتی قرار می گیرد که قوای عاقله او تصمیم گیرنده نیست، بلکه احساسات برای انسان تصمیم میگیرد! امیرالمؤمنین میفرماید این فایده ندارد. این اثر ندارد. در اصطلاح امروز به این عمل میگویند: کاریزما، کاریزما میدانید یعنی چه؟ یعنی موقعیّت یک شخص، طوری انسان را فریفته کند که مِن حیثُ لا یَشعُر انسان بر طبق دلخواه آن شخصیّت عمل بکند. شخصیّت، انسان را بِرُباید، نه تعقّل و نه تفکّر! این فایده ندارد.
میگویند بعضی از این خوانندههای خارجی که در مجالس لهو و لعب میآمدند و میخواندند -در همین جا سابق که بود، الان که از این مسائل دیگر نیست!- میگویند شخصیّت اینها طوری افراد را تحت تأثیر قرار میداد که خیلی از اینها حاضر بودند خودشان را در اختیار این خواننده قرار بدهند. همه اینها واقعیت دارد؛ یعنی چنان شخصیّت آن گوینده و خواننده اینها را جذب میکرد که بدون هیچگونه اختیاری، اینها در یک همچنین مرتبهای واقع میشدند.

