در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك

و توصیه هایی برای ماه رجب

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك

4
  • علی السّواء بودن افراد نسبت به حضرت حقّ 

  • می‌گویند مولانا به شاگردانش دستور داده بود که اینها بروند کار کنند. کار کردن یکی از اصول و از مبانی اولیّه برای سلوک است. خدا از آدم بیکار بدش می‌آید. مثلاً فرض کنید یک نفر نشسته در منزل و من باب مثال مقرّری هم برایش بیاید و این نرود کار انجام بدهد. خداوند از این آدم بدش می‌آید. خدا می‌گوید باید بروی کار بکنی، خواه درآمد داشته باشی یا نداشته باشی؛ آن دیگر دست من است. نشستن در منزل و [در انتظار اینکه] مقرّری برای انسان برسد، این عمل مخالف با سلوک است. حالا انسان باید برود کار انجام بدهد، یا اینکه چیزی بدست می‌آورد یا بدست نمی‌آورد، آن دیگر دست انسان نیست و به انسان ربطی ندارد. مولانا هم به شاگردانش گفته بود که باید بروید کار انجام بدهید؛ منتها این‌طور، به این کیفیّت -حالا اصلاً این مسائل همه دیگر متروک شده. اصلاً تعجب می‌کند انسان چطوری ممکن است یک هم‌چنین چیزهایی باشد؟!- اینها می‌رفتند کار انجام می‌دادند، هر کسی بنا بر آن اشتغالی که داشت. تا شب هر چه گیر می‌آوردند، همه را می‌آوردند در یک سفره‌ای که جلوی مولانا بود می‌ریختند. او هم برمی‌داشت همه را قاطی می‌کرد؛ معلوم نبود این چقدر آورده، آن چقدر آورده، هیچ چیزی بدست نمی‌آمد. بعد نگاه می‌کرد می‌دید فرض کنید که شخصی پنج نفر عائله دارد، چهار نفر، کرایه خانه‌اش چقدر است؟ معاشش چقدر است؟ بچّه‌اش مریض است؟ بر می‌داشت یک مشت از این به او می‌داد، می‌گفت: این برای امشبِ تو، برو مثلاً... او نگاه می‌کرد می‌دید که دیگری فرض کنید که زن دارد، دوتا بچّه دارد، مخارجش کمتر است، یک خرده کمتر به او می‌داد و همین‌طور و تقسیم می‌کرد و دیگر خلاصه همه را می‌تکاند و آنها هم به منازلشان برمی گشتند. این می‌شود توحید! این جریان، جریان توحیدی است. حالا آن شخصی هم که رفته کار کرده، شاید هیچ چیز گیر نیاورده، می‌آمد دستش را خالی می‌کرد توی سفره، می‌گفت: ما امروز چیزی پیدا نکردیم.