معناى ورد و ذكر و لزوم آن براى سالك
3«لی أورادٌ فی کُلِّ ساعه مِن آناء اللَیلِ و النَّهار». «من در هر ساعتی ورد دارم؛ ذکر دارم.»
امام برای چه دیگر ذکر میگوید؟ امام برای چه ورد میگوید؟ اینها مطالبی است که باید در حول و حوش آن صحبت شود.
حقیقت مسئله این است که «وِرد» -از «وَرَدَ؛ یَرِدُ؛ ورودًا» یعنی وارد شدن -در لغت به معنای آن چیزی است که داخل در چیز دیگری بشود و اسمِ مصدر آن وِرد است. اگر شخصی وارد منزلی بشود میگویند: وَرَدَ فی البَیت؛ وَرَدَ فیه. در اینجا اذکاری را که انسان آن اذکار را بر زبان میآورد، چون آن اذکار به واسطه تلفّظ، یا بهواسطه خلق و ایجاد نفس در عالم فکر و در عالم سرّ -که مراتبی دارد، حالا بعد مراتب آن عرض میشود- وارد در قلب میشود و وارد در سرّ انسان و باطن انسان میشود؛ از این نقطه نظر به اینها وِرد گفته میشود. یعنی جنبه ورود دارد، فقط لقلقه لسان و گردش زبان نیست. وقتی انسان یک ذکری را میگوید، این ذکر در قلب او وارد میشود و در او تأثیر میگذارد و قلب او را عوض میکند و نفس او را دگرگون میکند و تغییر میدهد و الاّ اگر اینکار را انجام ندهد فایدهای ندارد. چه فرقی میکند؟! شما یک شعری را همینطوری تکرار کنید یا اینکه فرض کنید مِن باب مثال ذکر مبارک لا إلهَ إلّا الله را همینطور بگویید، فرقی نمیکند! هر دو گردش زبان است و حرکت دهان!
فاصله مرتبه نفسانی ما با عالم توحید
امّا این ذکر چه تأثیری دارد و چگونه موجب میشود که قلب و سرّ انسان متحوّل بشود و متغیّر بشود و منتهای این ذکر چیست؟ و غایت از این ذکر چیست؟ و هدف از این ذکر چیست؟
[حقیقت] این است که ما در مرتبهای از مراتب کثرت و جهل گرفتار هستیم. هر شخصی بهتر از دیگری، به خصوصیّات خود و به صفات خود اطّلاع دارد. عالم توحید، عالم وحدت و عالم بیرنگی و یکرنگی است. عالم توحید، عالم نور و رفع کدورت و ظلمت است. عالم توحید، عالم رفع انانیّت و خود محوری و کثرت است. عالم توحید، عالم بَهجت و یگانگی و طرد هر گونه حیثیّت و شأنیّت استقلالیِ کثرتی است. این عالم، عالم توحید است. عالم توحید، عالم کمال محض و بهاء محض است. این مرتبه، مرتبه توحید است، این موقعیّت، موقعیّت توحید است. ما در چه مرتبهای هستیم؟ در مرتبه انانیّت؛ مخالف با توحید؛ مقابل با توحید. در مرتبه خود محوری؛ مخالف با توحید. در مرتبه استقلال؛ مخالف با توحید. در مرتبه جلب منافع برای خود و سلب منافع از دیگران؛ مخالف با توحید. در مرتبه طرد دیگران و بزرگ منشی و ترفّع؛ مخالف با توحید. یعنی آنچه که ما از حقایق توحید و خصوصیّات توحید و آثار توحید در نظر بیاوریم، میبینیم نقطه مقابل آن در عالم کثرت و در دنیا و به حَسَب ظروف در افراد قرار دارد. در عالم توحید، در آنجا همه منافع، همه آثار ، همه، مندکّ در یک ذات است و اوست که تقسیم میکند.

