اختلاف کیفیت هدایت بر حسب خصوصیات افراد
6جهان چون چشم و خط و خال و ابروست *** که هر چیزی به جای خویش نیکوست قضیّه ما، قضیّه آن افرادی هستند که به آنها گفته بودند که یک فیلی از هندوستان آوردهاند برای اینکه تماشا کنیم. گفتند: خوب شب برویم این فیل را ببینیم -قضایایش را مثنوی دارد -تاریک بود، نمیدیدند. یکی آمد دست به خرطوم فیل زد، گفت: فیل اینطوری است. یکی پای فیل را لمس کرد، گفت: فیل اینطوری است. یکی عاجش را گرفت، گفت: اینطوری است، یکی دمش را گرفت...؛ اینها همه اجزاء او هستند، خود او که نیستند!
رفتار اولیاء به حسب سعه، ظرفیت وکیفیت وجودی افراد
بناءً علیهذا کاری که بزرگان و اولیاء با افراد، بهطور عموم و با شاگردانشان بهطور خاص میکنند، این است که با هر کدام از اینها بر طبق آن ربطی که او با مبدأ دارد، عمل میکنند؛ نه اینکه -من باب مثال- نگاه کنند ببینند این قدش یک متر و نیم است یا قدش یک و هفتاد است؛ وزنش هفتاد کیلو است یا هشتاد کیلو است؛ آیا این کار را انجام میدهد یا آن کار را انجام میدهد! این [ولی خدا] از اوّل میرود در آن داخل، نفوذ میکند؛ مثل اشعهای که نفوذ میکند و میخواهد از معده عکسبرداری بکند، چطور این نفوذ میکند و میرود داخلِ معده را همه را میبیند و بعد میآورد نشان شما میدهد که این جایش اشکال دارد، این جایش قُرحه دارد، این جایش مرض دارد، این جایش پلیپ دارد، تمام آن خصوصیّات را نشان میدهد، ولی ما وقتی نگاه میکنیم چیزی نمیبینیم. [ما فقط ظاهر را] میبینیم: بَه! چه بدنی دارد، اصلاً هیچ جای مرضی، کدورتی، هیچ چیزی پیدا نیست، امّا آن داخل چه خبر است، خبر نداریم، نیاز به دستگاه داریم، نیاز به چشم مسلّح داریم، نیاز به وسیله عبور کننده داریم، آن وسیله عبور کننده در اختیار ما نیست. آن در اختیار کیست؟ در اختیار ولیّ است. او است که میآید عبور میکند و میرود معده را میبیند، مرض آن را میبیند، جاهای مختلفی که هست، آنها را همه را یکی یکی میبیند و بعد دارو را بر طبق یک یک آنها تجویز میکند و میگوید: این نسخه شماست. حالا ما میتوانیم آن نسخه را به دیگری تجویز کنیم؟ دیگر نمیتوانیم. ما که داروی معده میخوریم حالا اگر به یک شخصی که مریض نیست داروی معده بدهیم معدهاش مریض میشود؛ به معده سالم که دارو نمیدهند.

